رونق تولید ملی | جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۹۸

یک سوژه اتفاقی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

یک سوژه اتفاقی

توی کوهستانهای سروآباد دنبال یک سوژه بودیم اما چون ماشینمون توان بالا اومدن از این جاده به این قشنگی رو نداشت، نزدیک تنها روستای منطقه پارکش کردیم. گفتیم که تا اینجا آمدیم یک سری به داخل روستا هم بزنیم شاید خالی از لطف نباشد.

همان ابتدا حساب کار دستمان آمد. انگار اینجا قبرستان درختهای کهنسال و جوان روستا بود. البته یک قبرستان موقت که البته درختای مسن تر و مهم تر هم راهی ترکیه می کردند برای کارخانه اسلحه سازی.

همان جا که مصاحبه می کردیم نگاه این بچه ها، نگاهم را دنبال نگاهشان برد. دیدم آرزوشون توی آب افتاده اما این زباله های توی رودخانه نمی گذاشت آرزوشان رو آب ببره. بالاخره این زباله های ریخته شده یک فایده ای داره دیگه!

از کنار این رودخانه که 33 تا پل داشت رد شدیم و به میدان روستا رسیدیم. آخه هر کسی صبح زود بیدار بشه میدان را صاحب می شود و تا غروب هم می مانند مثل این مجسمه. اشتغالزایی ایجاد کردن در حد تیم ملی. دیگه نمی خواد مثل این آقا دنبال ضامن هم بگردم درسته که هنوز بعضی از اهالی اینجا با وسایل حمل و نقل قدیمی رفت و آمد می کنند اما این وسیله نقلیه های جدید (موتورسیکلت) داره کم کم جای خودشون رو تو روستا باز می کنند.

بله شاید نیاز باشد حتی برای عبور از روی سنگفرشهای ناهموار سوار موتور شد آخه راه رفتن روی آنها خیلی سخت است.

می گویند این طرح هادی مال 20 سال پیش است و فاز اولش انجام شده و البته به نظر می رسد قبل از اینکه فاز دومش رو انجام بدهند باید یک فاز دیگر به فاز اولش بدهند.

روستای بیساران، روستایی تاریخی است که زادگاه ملا مصطفی بیسارانی، شاعر و ادیب اورامی زبان قرن 10 و 11 هجری است که مجسمه اش جایی که تمام زباله های روستا را در آنجا قرار می دهند نصب شده است. روستایی که می توانست هدف گردشگری باشد به محل انباشت زباله تبدیل شده است.

A random subject

Sarvabad in the mountains we were looking for a subject, but the car had to be up the road, it was not a pretty goal, we Parksh area near the village. Here we come to a time series into the village, we may not be unpleasant.

Come, first hand account of the work. Here young and old trees village was like a graveyard. However, a temporary cemetery where the trees were older and more important, the way to Turkey for a weapons factory.

Where they were interviewed at these guys, look at their eyes would follow. I wish I saw rubbish in the river fell, but this was not a dream to take on water. Finally dumped waste on a useless game!

The river was the 33 and went through the side of the bridge We got to the village square. She wakes up one morning to the field Time until sunset, like the statue. Create jobs as the national team. I do not look like this guy right sponsor also find some people here who are still carrying Old freight traffic will But this new vehicle (motorcycle) had their own little place to come back to your village.

Yes, it is needed to pass even on uneven cobblestones were mounted engine, because it is very difficult to walk on them.

Say the project is conducting mine 20 years ago. And the first phase was And it seems to do it before the second phase of a first phase to another phase.

VillageBaysaran, is a historic village, the birthplace of Mullah Mustafa Baysarany poet 10 and 11 th century English scholar and Avram that his statue where all the waste from the villages where they are installed. That could be targeted for rural tourism has become a place for accumulation of trash.

کلمات کلیدی: سوژه – اتفاقی – سروآباد – کوهستان – قبرستان درختان – روستا – بیساران – موتور سیکلت – رودخانه – زباله

Keywords: subject - random - Sarvabad - Mountain - cemetery trees - village - Bisaran, - Motorcycle - River - Trash

 

در نگاه بیشتر ببینید