رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸

ژیانی نوی (ویژه عید غدیر خم) - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

ژیانی نوی (ویژه عید غدیر خم)

 

 

اهل لغت «عيد» را از مشتقات ماده «عود» مى دانند و عود به معناى بازگشت است بنابراين هر عيد به پاس رجعتى برگزار مى شود.

رجـعـت مـكـرر، مـتـحركى است كه پس از گذشتن از قوس نزول رو به سوى بالا مى كند و سير صـعـودى خـود را مى آغازد چنانكه نوروز را به پاس بازگشت حيات به پيكر سرد طبيعت گرامى مى داريم، حياتى كه در تطاول خزان به سردى مى گرايد، و در بيداد سرماى زمستان تا مرز نيستى پيش مى رود ـ تا آنجا كه گويى هرگز نبوده است ـ و آنگاه در قدوم باد بهار دوباره سر بر مى كند و آهنگ صعود مى نمايد اين رجعت را بايد گرامى داشت ، و اين در توان مكتبى است كه بيشترين بها را به مظاهر مادى عالم طبيعت مى دهد.

حال اگر بخواهيم اين الگو را بر موازين مكتبى تطبيق كنيم كه همه عالم را مقدمه وجود انسان و غـايـت آفـرينش انسان را عبوديت مى داند، بايد عيدش را بزرگداشت رجعت حيات معنوى انسان بـدانيم درچنين مكتبى نوروز انسان، روزى است كه وى به خويش بازمى گردد و گمشده اش را درمـى يابد، روزى كه از دركات ماديت روى برتافته آهنگ درجات ملكوت مى كند روزى كه انسان توفيق مى يابد نقاب خاكى از چهره جان پاك خود كنار زده روى به سوى خدا كند.
حـج نـيـز فـرصـتى ديگر است كه حاجى پس از طى مراحل متعددى توفيق مى يابد غير دوست را درمـسـلـخ منى به تيغ كشد، و جان در بند كشيده خويش را آزاد كرده پا به قوس صعودى حركت انسانى گذارد، و به درجه بلند عبوديت بار يابد، آنگاه عيد «قربان» است .

از هـمـين جا فرق عيد با جشن باز شناخته مى شود: جشن بهانه اى است براى شادمانى و عيدپاس داشـتـن حـيـات دوبـاره انسان است و هم به اين دليل است كه برخلاف جشن ، عيد تشريعى است و اعياد اسلامى در اصل دين تشريع شده اند.

بنابراين، حقيقت عيد اسلامى باز يافتن حيات دوباره است و تعيين آن به عهده شرع اقدس است .
مـا بـر ايـن بـاوريـم كـه روز غـديـر، هم از ويژگى حقيقى يك عيد اسلامى برخوردار است، و هم قانونگذار بزرگ اسلام، پيامبر عظيم الشان(ص) آن را به عنوان عيد به امت اسلامى شناسانده است .

روز عيدغدير يكى از اعياد بـزرگ اسلامى، بلكه بزرگترين عيد مسلمانان است و اگر به ديده تحقيق بنگريم، پى خواهيم برد كه بزرگترين عيد انسان است .

غدیر

غـديـر در لـغـت بـه معناى بركه، آبگير و تالاب است چاله هايى كه در بيابان به انتظار نشسته تا از ريزش باران يا گذر سيل دامنى از آب برگيرند و زلال كنند تا مگر مسافر تشنه صحرا بر اين سفره هميشه گشاده باكفى از اين نعمت ارزنده رمقى گيرد و مشك خشكيده خويش را از آن پر سازد، غدير ناميده مى شوند.

غدیرخم

مـسافرى كه از مدينه به سوى مكه حركت مى كند، بيش از پانصد كيلومتر راه پيش رو دارد بعد از پيمودن270 كيلومتر از اين مسافت، به منطقه اى مى رسد كه «رابغ» نام دارد رابغ شهركى اسـت در نـزديـكـى جـحفه ، و جحفه يكى از ميقاتهاى پنج گانه حج است ، جايى كه حاجيان شام و كسانى كه مى خواهند ازجده به جانب مكه روند، در آن محرم مى شوند.

فـاصـلـه جـحـفه تا مكه تقريبا 250 و تا رابغ 26 كيلومتر است و در آن غديرى بوده است كه آب گـنـديـده و مـسموم آن قابل استفاده مسافران نبوده و قافله ها در آن وادى توقف نمى كردند  گـويا به همين دليل خم ناميده شده است چرا كه خم به هر چيز فاسدى گفته مى شود كه بدبو باشد قفس مرغ رانيز به همين دليل خم مى گويند.

مفاد حدیث غدیر

جـمله اى كه در حديث غدير مورد استشهاد قرار گرفته و در حقيقت پيام اصلى واقعه غدير در آن نـهـفـتـه اسـت ايـن اسـت كه حضرت فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه كسانى كه به اين حديث استدلال كرده اندمولى را اولى معنا كرده اند اولى، يعنى كسى كه به تصرف سزاوارتر است به عبارت سـاده تـر يعنى كسى كه لايق سرپرستى، رهبرى و اختياردارى است بدين ترتيب معناى حديث اين است: «هركس من رهبر و سرپرست اويم، على(ع) هم رهبر و سرپرست اوست بنابراين تنها كسانى به رهبرى و سرپرستى پيامبراكرم (ص) پايبند و ملتزمند كه رهبرى و سرپرستى على (ع) را بپذيرند.