رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۸

پیامبر اعظم(ص) - رضایت - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

پیامبر اعظم(ص) - رضایت

 

عرب بیابانی و وحشی وارد مدینه شد و یکسره به مسجد آمد تا مگر از رسول خدا(ص) سیم و زری بگیرد. هنگامی وارد شد که رسول اکرم(ص) در میان انبوه اصحاب و یاران خود بود. حاجت خویش را اظهار کرد و عطایی خواست.

رسول اکرم چیزی به او داد. ولی او قانع نشد و آن را کم شمرد و بعلاوه سخن درشت و ناهمواری بر زبان آورد و نسبت به رسول خدا، جسارت کرد.

اصحاب و یاران، سخت در خشم شدند و چیزی نمانده بود که آزاری به او برسانند. ولی رسول خدا مانع شد.

رسول اکرم، بعدا اعرابی را با خود به خانه برد و مقداری دیگر به او کمک کرد. ضمنا اعرابی از نزدیک مشاهده کرد که وضع رسول اکرم(ص) به وضع روسا و حکامی که تاکنون دیده، شباهت ندارد و زر و خواسته ای در آنجا جمع نشده است.

 

 

اعرابی اظهار رضایت کرد و کلمه ای تشکر آمیز بر زبان راند و آنوقت رسول اکرم(ص) به او فرمود:

«تو نیز سخن درشت و ناهمواری بر زبان آوردی که موجب خشم اصحاب و یاران من شد. می ترسم که از ناحیه آنها به تو گزندی رسد، ولی در حضور من این جمله تشکرآمیز را گفتی. آیا ممکن است همین جمله را در حضور جمعیت بگویی تا خشم و ناراحتی که آنان نسبت به تو دارند از بین برود.»

اعرابی گفت مانعی ندارد.

روز دیگر اعرابی به مسجد آمد در حالی که، همه جمع بودند.

رسول اکرم(ص) رو به جمعیت کرد و فرمود: «این مرد اظهار می دارد که از ما راضی شده آیا چنین است؟»

اعرابی گفت: چنین است و همان جمله تشکرآمیز، که در خلوت گفته بود، تکرار کرد.

اصحاب و یاران رسول خدا، راضی شدند و خندیدند.

 

 

عوامل برنامه:

تهیه کننده و صدابردار: مهران حرمی

راوی: خاطره ارج