رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸

پرسش و پاسخ شما در حقوق - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

پرسش و پاسخ شما در حقوق

 

واژه حقوق در زبان فارسی به معانی گوناگون به کار میرود که از مهمترین آنها عبارتند از:

1. مجموع قواعدی که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع هستند، حکومت میکند.

انسان موجودی است اجتماعی که میان همگنان خود به سر می برد. به حکم طبیعت، شخص در اجتماع کوچک خانواده زاده میشود و در سایه مراقبت و تربیت این گروه نیازهای مادی و معنوی خویش را تامین میکند.

ولی، پس از دوران کودکی نیز او با دیگران زندگی میکند و با همکاری آنان به خواسته های خود میرسد.
از سوی دیگر، خواسته های آدمیان به حکم فطرت با هم شباهت زیاد دارد. کم و بیش همه یک چیز را طالبند. پس نزاع بر سر جلب نفع بیشتر و تامین زندگی بهتر درمی گیرد.

انسان اندیشمند از آغاز خودشناسی دریافت که بقای اجتماع او با آشوب و زورگوئی امکان ندارد و ناچار باید قواعدی بر روابط اشخاص، از جهتی که عضو جامعه اند، حکومت کند و ما امروز و جموع این قواعد را حقوق می نامیم.

2. برای تنظیم رابط مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق برای هر کس امتیازهایی در برابر دیگران می شناسد و توان خاصی به او میبخشد. این امتیاز و توانائی را حق می نامند که جمع آن حقوق است و حقوق فردی نیز گفته می شود: حق حیات، حق مالکیت، حق آزادی شغل و حق زوجیت به اعتبار معنی اخیر است که گاه با عنوان حقوق بشر مورد حمایت قرار می گیرد. ولی، واژه حقوق، به معنی نخست، همیشه با ترکیب جمع به کار میرود و برای نشان دادن مجموع نظامها و قوانین است، مانند حقوق ایران، حقوق مدنی، حقوق بین الملل و...

3. حقوق معانی دیگری هم دارد: برای مثال، وقتی سخن از حقوق کارمندان دولت یا حقوق دیوانی می شود، مقصود دستمزد کارکنان و پولی است که دولت بابت ثبت اسناد رسمی از دو طرف معامله می گیرد. این معانی، که بیشتر در امور مالیاتی و حقوق اداری به کار میرود در واقع از شاخه های حق است که رنگ اصطلاح پذیرفته است.
4. گاه مقصود از واژه حقوق علم حقوق است، یعنی دانشی که به تحلیل قواعد حقوقی و سیر تحول و زندگی آن می پردازد.

حقوق علم بررسی قواعد اجتماعی و سیر تحول این قواعد است. بررسی روابط بین دولت و شهروند (حقوق عمومی)، روابط بین اشخاص خصوصی با هم (حقوق خصوصی). حقوق بین الملل نیز به مسائل و روابط بین ملت ها، دولت ها، اشخاص و سازمانها در عرصه فراملی و بین‌دولی می‌پردازد.

حقوق را معمولا به مجموعه قواعد و مقرراتی که نظم اجتماعی را تامین می‌کند تعریف کرده‌اند.

علم حقوق در شاخه‌های اصلی خود نیز انشعابات داخلی دارد:

  • در حقوق عمومی:

"حقوق اساسی" به نحوه اعمال حاکمیت ملی، توزیع قدرت در میان قوا، حقوق بنیادین ملت و نهادهای اصلی قدرت با کارکرد هر یک می‌پردازد و "حقوق اداری" به روابط میان سازمانهای اداری دولت با مردم اختصاص دارد.

در "حقوق کیفری" که از رشته‌های مهم حقوق عمومی است که مستقل از آن گسترش یافته است، پدیده مجرمانه شدت و نوع برخورد و میزان قبح جامعه و تحت تأثیر قرار گرفتن افکار عمومی در این خصوص را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

  • در حقوق خصوصی:

رشته اصلی "حقوق مدنی" است که به روابط میان اشخاص صرف نظر از موقع اجتماعی آنان می‌پردازد.

حقوق تجارت

آیین دادرسی

  • در حقوق بین الملل:

حقوق بین الملل خصوصی که هر یک به شعبات فرعی بسیار تقسیم می‌شوند.

حقوق بین الملل عمومی نیز به رابطه دولتها، به منزله اعضای مستقل و برابر در جامعه بین‌المللی، با یکدیگر و با سازمانهای بین‌المللی و اخیرا اشخاص خصوصی می‌پردازد.

"حقوق بشر" که از شاخه‌های جدید حقوق است و جای اصلی آن در فلسفه حقوق قرار دارد، از لحاظ عملی بیشترین مباحث خود را در حقوق بین‌الملل عمومی و حقوق عمومی مطرح ساخته است.

شاخه‌های حقوق

قوانین حقوقی به چند دسته عمده بخش می‌گردند، از جمله:

حقوق خصوصی                           حقوق مدنی                              حقوق اداری

حقوق اساسی                           حقوق تجارت                               حقوق بشر

حقوق بهداشت محیط                    حقوق بیمه                                حقوق بین الملل

حقوق مالکیت                             حقوق ثبت                                 حقوق پزشکی

حقوق فناوری                             حقوق موضوعه                            حقوق جزا

حقوق ترابری                             حقوق خانواده                              حقوق عمومی

حقوق کار و امور اجتماعی             حقوق و رایانه                              حقوق مالی

حقوق جانوران                           حقوق کودک

فواید و اهداف حقوق


بدیهی ترین مفهومی که همه از حقوق و قانون دارند این است که قواعد آن بر اشخاص تحمیل میشود و ایجاد الزام میکند.

پس این پرسش در ذهن هر جوینده ای طرح میشود که چرا باید از قانون اطاعت کرد؟ چه نیروئی پشتیبان آن است و چه جاذبه ای ما را به اجرای آن وادار می سازد؟ این نیروی پنهانی را (مبنای حقوق) مینامند .

گفته شد که انسان موجودی اجتماعی است و برای نگهداری اجتماع خود لازم دیده است که قواعدی بر روابط اشخاص مقرر کند . پس، از لحاظ تاریخی، مفهوم حقوق و دولت ارتباط نزدیک دارد و هدف اصلی آن ایجاد نظمی است که این همزیستی را تامین کند .

مبنای مستقیم حقوق، اراده دولت است. یعنی، مقام صالح دولت در وضع قانون یا تصمیم قوه مقننه (مجلس) مهمترین منبع حقوقی است و هیچ دادرسی نمیتواند، به بهانه مخالفت این تصمیمها با قواعد حقوق فطری یا آنچه از سیر تاریخی و مطالعه روابط اجتماعی استنباط می شود، از اجرای آن امتناع ورزد.

البته این مطلب دلیل بر این نکته نیست که حقوق پیشنهاد پذیر نیست و تنها یک قانون را وضع میکند و پس از آن اجرا میکند .

مهمترین وظیفه حقوقدان تلاش در راه شناسائی و اجرای عدالت است. در این مسیر بسیاری از عوامل بر نظرات حقوق دان تاثیر دارد.

 

 

تمام عواملی که تمدن و اخلاق ملتی را به وجود آورده است در ایجاد حقوق آن موثر است. مهمترین عوامل سازنده حقوق را میتوان بدین گونه بیان کرد :

1. عوامل اقتصادی: قانون گذار باید عوامل اقتصادی جامعه را بشناسد و در قانون گذاری تاثیر دهد .

2. اخلاق و مذهب: این دو نیرو که شاید در قوانین ما از نیروهای دیگر بسیار پر ارزش و تاثیر گذار ترند بسیار حساس و ضربه پذیر هستند که لازم است در قانون بسیاری از شرایط برای حفظ این دو در نظر گرفته شود.

3. آرمانهای سیاسی و اجتماعی: در عرض عوامل اقتصادی و اخلاقی باید از آرمانهای سیاسی و اجتماعی مطرح است . مانند: دموکراسی، آزادی، تساوی حقوق، احنرام به مالکیت و غیره ...

 

یکی دیگر از مباحثی که مطرح میشود این است که انسان آزاد به دنیا آمده است و میتواند آزادانه به فعالیتهای مادی و معنوی خود بپردازد. پس چرا قانون این آزادی ها را محدود میکند؟

بایستی در پاسخ به این افراد گفت: برای حفظ حقوق همه شهروندان، ناچار باید حدودی برای آزادی هر یک از آنها به وجود آید و به گونهای آزادی هر کس محدود به آزادی دیگران می شود .

جمله بسیار زیبا و با مغهوم دانشمند بزرگ " کانت " در مورد حقوق در اینجا قابل ذکر است که میگوید:

"حقوق مجموع شرایطی است که در نتیجه آن اختیار هر کس با اختیار دیگران جمع میشود ."

اگر بخواهیم مفهوم عدالت را بیان کنیم مجموعه قواعدی که اشخاص به رضای خود و در نتیجه قرار داد اجتماعی به وجود آورده اند. هدفی جز هماهنگ ساختن آزادی انسانها ندارد و تا جائی می تواند آن را محدود کند که برای تامئین آزادی دیگران لازم است . پس در این جامعه عدالت جز برابری و تناسب سودو زیان ناشی از معاملات را ندارد .حقوق بدون در نظر گرفتن شایستگی های افراد تعادل بین اموالی را که مبادله میشود فراهم می سازد .

عدالت به مفهومی که ارسطو و دیگران گفته اند "عدالت معاوضی "است. در اعمال حقوقی، آنچه دو طرف اراده کنند عادلانه است. حقوق باید مفاد تراضی را به هر صورت محترم شمارد و اگر این عوامل کنار هم جمع شوند عدالت خود به خود رعایت میشود و جائی برای شکایت باقی نمی ماند.

 

عوامل برنامه:

تهیه کننده: حسین سلطانیان

گوینده و نویسنده: آرش حسین پناهی

کارشناس: آقای چراغی

 

این برنامه روزهای پنج شنبه ساعت 11:10 دقیقه با مدت زمان 30 دقیقه

از صدای مرکز کردستان پخش می شود.