رونق تولید ملی | جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۹۸

ئه فسانه کوردیه کان - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

ئه فسانه کوردیه کان

 

 

داستان یا چیرۆک بخشی از فرهنگ و تاریخ هر قومی را تشکیل می دهد. داستان گویی در میان کردها سابقه ای به قدمت تاریخ دور و دراز آنان دارد. بسیاری از داستان های کردی ریشه در وقایع و حوادث تاریخی دارند که گاه قدمت آن به هزاران سال می رسد. در دل هر مرد و زن کرد به ویژه قدیمی ترها چندین چیروک نهفته است. تعریف چیروک برای کودکان به ویژه در ایام زمستان رواج دارد. هر چند که به نظر می رسد در حال حاضر این امر کمرنگ شده است.

پدران، مادران، مادر بزرگ ها و پدر بزرگ هایمان گنجی غنی از تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم، داستان و چیروک، لالایی و شعر و … در سینه ی خویش نهفته دارند که اکنون ما وظیفه داریم پای صحبتشان بنشینیم و از آنها بشنویم و این گنجینه را ثبت و حفظ کنیم. با گوش دادن، با نوشتن و

 

 

افسانه‌، سرگذشت‌ انسان‌ و طبیعت‌ است‌. روزی‌ که‌ انسان‌ به ‌عنوان‌ موجودی‌ با شعور پا به ‌عرصه‌ گیتی‌ نهاد، در دریایی‌ از ابهام‌ و وحشت‌ رها شد. یعنی‌ زمانی‌ که‌ در برابر حوادث‌ طبیعی ‌مثل‌ باد و باران‌، زلزله‌، رعد و برق و سیل‌، زار و زبون‌ بود، آن‌ را به‌ نیروهای‌ غیبی‌ و خارج‌ از اراده ‌خود نسبت‌ داد، بدین‌ ترتیب‌ نخستین‌ اسطوره‌ها شکل‌ گرفت‌. آن‌گاه‌ انسان‌ متوجه‌ ماوراء طبیعت ‌شد. در این‌ روند، نخستین‌ جرقه‌ یکتاپرستی‌ را از سویی‌ و افکار خرافه‌ پرستی‌ چون‌ قصه‌های‌ دیو، اژدها و پری‌ را ساخت‌. وقتی‌ برای‌ ادامه‌ حیات‌ به‌ زندگی‌ دامداری‌ و کشاورزی‌ پرداخت‌، قصه‌ درخت‌، حیوان‌ و پرنده‌ را ساخت‌ و چون‌ وارد زندگی‌ گروهی‌ و ایلی‌ شد، به‌ خلق‌ افسانه‌های‌ انسان‌ پرداخت‌ و زمانی‌ که‌ وارد زندگی‌ روستایی‌ و شهری‌ شد، قصه‌های‌ شهر و پادشاه‌ و حکومت‌ را سر داد.

در واقع‌، قصه‌ها عمری‌ به‌ درازای‌ عمر انسان‌ در روی‌ کره‌ خاکی‌ دارند. قصه‌های‌ کُردی‌ نیز می‌توانند چنین‌ تعریفی‌ داشته‌ باشند.

قصه‌های‌ کُردی‌ مانند بیشتر قصه‌های‌ جهان‌؛ مبارزه‌ انسان‌ با طبیعت‌، مبارزه‌ با دیوان‌ و ددمنشان‌، حاکمان‌ مستبد و خود رأی‌ است‌. در بطن‌ این‌ قصه‌ها پند و اندرزها نهفته‌ است‌. سرنوشت‌ بدکاران‌ در قصه‌ها، ذلت‌ و خواری‌ و سرانجام‌ نیکوکاران‌، پیروزی‌ و شادکامی‌ است‌.

برداشت‌ ما در قصه‌ آژدهاک‌ یا ضحاک‌ ماردوش‌ همان‌ تصویر بدی‌ و زشتی‌ است‌ که‌ توسط ‌حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، این‌ معمار بزرگ‌ هویت‌ ایرانی‌، در شاهنامه‌ آمده‌ که‌ در قصه‌های‌ کُردی ‌به‌ کرّات‌ از آن‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:

قهرمان‌ پیروز این‌ قصه‌، انسانی‌ از طبقه‌ رنج‌ دیده‌ و محنت‌ کشیده‌ است‌ که‌ به‌ پا خاسته‌ و در نهایت‌، سردیو بدسگال‌ را متلاشی‌ کرده‌ است‌. از طرفی‌ قهرمان‌ قصه‌ها شخصیتی ‌خستگی‌ناپذیر دارد، که‌ راه‌ هفت‌ شبانه‌روز را در پیش‌ می‌گیرد و هفت‌ کاله‌ (کفش‌) آهنین ‌زیرپایش‌ پوسیده‌ می‌شود تا به‌ هدف‌ غایی‌، یعنی‌ پیروزی‌، افتخار و زندگی‌ سعادتمند برسد.

افسانه‌های‌ کُردی‌ بی‌شمارند، اما اندکی‌ از آن‌ در سال‌های‌ اخیر از سوی‌ علاقه‌مندان‌ گردآوری‌ شده‌ و از خطر نابودی‌ نجات‌ یافته‌اند. این‌ قصه‌ها را می‌توان‌ به‌ افسانه‌ها و اسطوره‌های‌ انسان‌، حیوان‌، پرنده‌، جن‌ و پری‌، دیو، اژدها، پادشاه‌، زن‌، پسر و دختر تقسیم‌ کرد. هم‌چنین‌ در این ‌قصه‌ها موضوعاتی‌ چون‌ سوزاندن‌ تار مو، روح‌ کدویی‌، هفت‌ طبقه آسمان‌ و زمین‌، معما، ازدواج‌ انسان‌ با جن‌ و پری‌، سحر و جادو و کفش‌ آهنین‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ از ویژگی‌های‌ قصه‌ کُردی‌ به‌ شمار می‌آیند. نظیر این‌ افسانه‌ها در سایر قصه‌های‌ ایرانی‌ نیز کم‌ و بیش‌ وجود دارد.

 

 

در قصه‌ها و افسانه‌های‌ کُردی‌ پیکار خیر و شر نمود واضحی‌ دارد. نیروی‌ خیر که‌ آدمی‌زاد است‌ به‌ سان‌ مردم‌ عادی‌ در همه‌ جا هست‌ و در روشنایی ‌آفتاب‌ زندگی‌ می‌کند. اما نیروی‌ شر که‌ معمولاً دیو یا شیطان‌ است‌، در تاریکی‌ غارها، بیغوله‌ها و ویرانه‌ها دیده‌ می‌شود. در این‌ افسانه‌ دیو تنها یک‌ موجود هیولایی‌ نیست‌، بلکه‌ دارای‌ روحی‌ است‌ که‌ جدا از جسم‌ خود در کدویی‌ در لای‌ جرز دیوارها و کنج‌ ویرانه‌ها نگهداری‌ می‌شود. باید این‌ کدو شکسته‌ شود، تا دیو از پای‌ در آید.