رونق تولید ملی | جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۹۸

ویژه شهادت امام جعفر صادق(ع) - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

ویژه شهادت امام جعفر صادق(ع)

ویژه شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در روز 17 ربيع الاول سال 83 هجری چشم به جهان گشود. پدرش امام محمد باقر(ع) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر مي باشد. کنيه آن حضرت: "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است. حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام(ع) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است. پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر(ع) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد. بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شَم علمی  و ذکاوت بسيار، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد.

خلق و خوی امام

حضرت صادق(ع) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای  اخلاقی سرآمد روزگار بود. حضرت صادق(ع) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود. دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود. با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته، در مزرعه خود کشاورزی  مي کرد و مي فرمود: اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم. ابن خلکان مي نويسد: امام صادق(ع) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است. از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود. مالک مي گويد : با حضرت صادق(ع) سفری به حج رفتم، چون شترش به محل احرام رسيد، امام صادق(ع) حالش تغيير کرد، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد، صدا در گلويش گير مي کرد. به او گفتم: ای پسر پيغمبر، ناچار بايد بگويی لبيک، در جوابم فرمود: چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد: لا لبيک ولا سعديک .