رونق تولید ملی | جمعه، ۹ اسفند ۱۳۹۸

ویژه برنامه مرحوم شاهرخ اورامی - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

ویژه برنامه مرحوم شاهرخ اورامی

ویژه برنامه مرحوم شاهرخ اورامی


 

 

شاهرخ  اورامی  متخلص به  ماموستا  اهون از شاعران کرد  زبان است که  پنج شنبه  شب به  علت  ایست  قلبی درگذشت و بعدازظهر روز جمعه با حضور مسئولان، هنرمندان، ادبا، نویسندگان و اقشار مختلف مردم از مسجد ملاویسی سنندج تا بهشت محمدی این شهر تشییع و در قطعه شهدا تدفین شد.

کتابهای تولای علی(ع) در فرهنگ کردهای اهل سنت جهان، شعاع مهر حسین(ع) (ولای حسین)، دیوان شعر کردی فاطمی و علوی و مهر رضوی در آیینه ادبای کرد از جمله آثار اورامی است.

 

خاطرات شاهرخ اورامی از سفر رهبر معظم انقلاب به كردستان


شاهرخ اورامی ساكن سنندج بود. او در سال 67 در ديدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با شاعران سنندج شعری را تقديم ايشان می‌كند. اورامی خاطره جالبی از اين شب دارد و می‌گويد كه آن را هرگر فراموش نخواهد كرد.

وی كه كتابی را با نام «شعاع مهر حسين (ع) در ادب كرد اهل سنت» نوشته و به رهبر معظم انقلاب تقديم كرده است و حالا برای سفر مجدد ايشان به كردستان لحظه شماری می‌كند. با او درباره خاطراتش از سفر سال 1367 مقام معظم رهبری به كردستان گفت‌وگو كرديم:

يك ماه قبل از اينكه ايشان به كردستان تشريف بياورند، استاندار آن وقت كردستان از من خواستند كه چون به وضعيت فرهنگی استان آشنا هستم، تعدادی از شعرا، فرهيختگان و اساتيد دانشگاه كردستان را برای ملاقات با رهبر معظم انقلاب دور هم جمع كنم. اما قرار شد كه به علت مسائل امنيتی بعد از جنگ و شرايط خاص آن روزها تا زمان رسيدن ايشان به منطقه چيزی گفته نشود. جنگ تمام شده بود و گروهك‌ها و جدايی‌طلب‌ها مشغول فعاليت بودند. با اين شرايط ما به هر كدام از اساتيد كه موضوع را گفتيم با كمال ميل و به عشق رهبر پذيرفت كه در ديدارها حاضر شود. يكی از شعرای بسيار خوب منطقه مرحوم گلشن كردستانی بود. وقتی رهبر معظم انقلاب او را ديدند گفتند: شما بايد آقای گلشن باشيد. من شما را از سال‌هاست كه می‌شناسم و شعرهای خوب شما را می‌خوانم و آنها را برای خودم می‌نويسم. من شما را با آن قصيده معروف در وصف غار حرايتان می‌شناسم و شروع كردند به خواندن چند بيت اول آن قصيده يك شبی غار حرا پرنور گشت/رازگاه رشك كوه طور شد. بعد رهبر معظم انقلاب رو كردند به مرحوم گلشن و فرمودند: مردم به ما گله می‌كنند كه چرا مسئولان فرهنگی ما بومی نيستند. من هم از شما اين گله را دارم كه با اين همه توانايی چرا در تهران ساكن هستيد. مرحوم گلشن هم امر آقا را اطاعت كرد و بعد از آن به كردستان برگشت.

شبی كه قرار بود شاعران در محضر رهبر معظم انقلاب شعر خوانی داشته باشند من هم حاضر شدم. بعد از شعر مرحوم گلشن بنده هم كه شاعر جوانی بودم در مقابل ايشان به زبان كردی، عربی و فارسی شعر خواندم. از جمله شعری كه اين طور شروع می‌شد: سنندج نورباران گشته امشب/ صفای جان ياران گشته امشب. هر كدام از شاعران كه شعر خود را می‌خواندند آقا به آنها بارك ا... می‌گفتند اما بعد از اينكه من شعرم را خواندم ايشان پيشانی مرا بوسيدند. من اين بوسه را هيچ وقت فراموش نمی‌كنم. من جوانی بودم كه آقا در آن روز مرا شايسته لطف خودشان دانستند.