رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲ آبان ۱۳۹۸

نمایش قصه عشق - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

نمایش قصه عشق

نمایش قصه عشق

 

من ستاره ای هستم که توی زندگی چندین هزاره ساله خودم شاهد داستانهای زیادی از شما آدمها بوده ام ولی بعضی وقتها این داستانها به قدری زیبا هستند که همیشه یادش همراه من باقی می ماند.

یکی از این داستانها، داستان هادی و همسرش بهاره بود که با فداکاری بهاره، جان هادی نجات پیدا می کند و این کار رو بدون اطلاع از هادی انجام می ده.

داستان مربوط به بیماری هادی و از کار افتادن کلیه های اون می شه که مدت زیادی برای اهداء کلیه در صف گیرندگان کلیه منتظر باقی مونده است. اما بهاره با فداکاری و کمک پزشک و پرستار بیمارستان، بدون اطلاع همسرش به اون اهداء می کنه و بعد از اینکه هادی به هوش می آید منتظر ملاقات همسرش می شه که از اون خبری نیست و برای اینکه استرس و نگرانی باعث پس زدن کلیه نشود، پرستار واقعیت رو به هادی می گه و...