رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲ آبان ۱۳۹۸

نمایش فداکاری - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

نمایش فداکاری

نمایش فداکاری

 

فرهاد پسر کوچک خانواده، این روزها نگران پدر بزرگشه که تو بیمارستان به دلیل از کار افتادن کلیه هاش بستری شده و احتیاج به پیوند کلیه داره.

پدربزرگ فرهاد یکی از خادمان امام حسین(ع) است که سالهای زیادی در این کار با عشق و شور وصف ناشدنی شرکت داشته و خودش رو وقف خدمت گزاری به عزاداران حسینی کرده است.

فرهاد تنها کسی است که شرایط اهداء کلیه خودش رو به پدربزرگش داره. اما او خیلی کوچیکه و مادرش با این کار مخالفه.

بعد از مدت زمانی که مادر به این کار فرهاد فکر می کنه راضی می شه که پسرش این فداکاری رو بکنه. اون دلیل راضی شدنش رو این طور بیان می کنه:

امشب وقتی دیدم ام لیلا راه علی اکبر رو صد کرده و نمی گذاره به خاطر حفظ جون حضرت به میدان بره توی دلم سرزنشش کردم. علی اکبر جونش رو به خاطر پدرش داد. ما که نبودیم اون روزگار. حداقل کاری که می تونسیم بکنیم حفظ جان خادم درگاه حضرته. قربرون قد و بالات برم. مختاری. پیربابا پدربزرگ تویه. پدر منه. پیر این محله س. یک عمره که خادم امام حسینه. من از حق مادریم می گذرم.