رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۸

نمایش اعتراف - نمایش محتوای صدا

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

نمایش اعتراف

نمایش اعتراف

 

 

_ بازم رئیس بخش تهدید به اخراج می کنه. توی این وضعیت تو نشستی زل زدی به عکس پدرت؟

: چی؟ ببخشید حواسم نبود.

_ کجایی؟

: حواسم نبود. امروز روز بزرگیه برام. امروز پدر می شم من باید زودتر برم.

_ کلی کار داریم. تو هم می خواهی زودتر بری؟ خوب حالا اسمش رو انتخاب کردی یا نه؟ چی شد باز که رفتی تو فکر!

: ها... داشتم به پدرم فکر می کردم. این اسم بدی برای من انتخاب کرد ولی من این کار رو نمی کنم. اسمش باید برازنده و زیبا باشه. باید نشون بده که چه خانواده باشخصیتی داره.

_ با خودت چی می گی؟ راستی می گم این همیشه واسم سوال بوده پدرت چرا از بین این همه اسم این اسم رو واست انتخاب کرد؟

: اون الکی بود اسم من رو هم از روی مارک معروف سازنده اون جور چیزها انتخاب کرده بود. می گفت هیچوقت نمی خوام الکل رو فراموش کنم اون حتی بلد نبود زندگی خوب و راحت رو تجربه کنه. هر وقت تو مدرسه به اسمم می خندیدند دوست داشتم زودتر بمیره. همیشه فکر می کردم از بین این همه اسم خوب چرا باید...

_ چرا ساکت شدی؟

: یاد اون روز وحشتناک تو زندگیم افتادم. 12 سالم بود تو بازی یکی از همکلاسیهام شروع کرد به مسخره کردن اسمم. منم طاقت نیاوردم و دعوا شروع شد. اون روز حسابی از دست بچه ها کتک خوردم سر و صورتم پر از خون شده بود. وقتی اومدم خونه دیدم مثل همیشه مست جلو میز نشسته و منتظر غذاشه. وقتی سر و صورت خونی من رو دید شروع کرد به خندیدن. بلند بلند می خندید گفت بازم کتک خوردی که! لابد به خاطر اسمته نه؟ و هر هر خندید. اون روز دیگه نتونستم تحمل کنم. رفتم تو زیرزمین کلی مرگ موش برداشتم تو مشتم گرفتم و همه رو ریختم توی غذاش توی غذایی که داشت رو اجاق گاز می جوشید.

_ مرد؟

: نه. نه یکهو حالش بد شد. از ترس داشتم می مردم. دویدم از خونه بیرون. رفتم دنبال همسایه که پزشک بود. شانس آوردم به موقع تونستم بیارمش بالای سر پدرم. والا الان منم به خاطر اشتباه اون لحظه هیچ وقت خودم رو نمی بخشیدم.

_ جالبه آدم برای انتخاب یک اسم تا حد مرگ پیش بره!

: شاید ما هر روز با انتخاب های کوچیک و خیلی مهم سر و کار داشته باشیم و خودمون هم به مهم بودنشون پی نمی بریم. مثل امروز که من باید یک انتخاب مهم برای یک آدم کوچک بکنم که تو آینده به من افتخار بکنه. من زودتر برم. من رفتم.