رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

مرد فرش فروش - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

مرد فرش فروش

 

 

هنگام اذان صبح بود مرد فرش فروش در خواب عمیقی فرو رفته بود اما کابوس می دید و هنگامی که صدای اذان بلند شد صداها واضح تر بگوشش می رسید.

او خواب می دید کسانی که به آنها ظلم کرده سر راهش نشسته اند و مرتب به او گوشزد می کنند که او را نمی بخشند و از خدا می خواستند که حق آنها را از او بگیرد. یکی می گفت یادت هست که چه طور منو جلو دوستان دیگه ت با بی احترامی از مغازه ت بیرون کردی؟ یکی می گفت: مرد شیاد یادت هست چطور فرش زیر پام رو با قیمت کمی از من خریدی با اینکه می دونستی من چقدر به پول اون برای درمان دخترم احتیاج داشتم.

ظالم از خدا بی خبر. ظالم ظالم

خدا حق منو و بچه هام رو ازت بگیره خدا از سرت نگذره.

مرد فرش فروش از خواب پرید و از شدت دردی که در سرش وجود داشت مرتب داد و فریاد راه انداخته بود.

راه افتاد و به درون شهر رفت. صداهای زیادی در سرش بود. می شنید که:

من اگر اینبار تقصیری کنم، پس دگر نشنو دعا و گفته ام

جان سنگین دارم و دل آهنین ورنه خون گشتی در این رنج و همین

هر که سوی خانه غیر تو رو                        دیو با او همکاسه شود

هر که از همسایگی تو رود                         دیو بی شکی همسایه ش شود

گر رود بی تو سفر او دوردست                     دیو بد همراه و همسفر وی است

از خستگی کنار رودی به خواب رفت. صدای اذان از هر سو به گوش می رسید در خواب دید که کسی به او گفت ای مرد از خداوند چیزی طلب کن. بلند شد

دیدم درختان در نماز، سرکشیدند چون جماعت کرده ساز

یک درخت از پیش مانند امام، دیگرانند در پس او قیام

آن قیام و آن رکوع و آن سجود از درختان بس شگفتم آمد

یاد کردم قول حق را آن زمان گفت: النجم و الشجر و رایض ...

این درختان را نه زانو نه میان این چه ترتیب نماز است

همان جا بلند شد و دو رکعت نماز صبح را برای کسب رضای خداوند به جا آورد.

تمامی کسانی که از او دلگیر و ناراحت بودند و او به آنها ظلم کرده بود هر کدام به نحوی او را بخشیدند.

ای خدایا از توهین مرد فرش فروش در حقم بگذر.

خدایا از ظلم اون مرد فرش فروش در حق من و بچه هام بگذر.

 

عوامل برنامه:

کارگردان: جلال وزیری - جبار وزیری

انیماتور: جلال وزیری