رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۸

ماجرای عقرب و لاک پشت - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

ماجرای عقرب و لاک پشت

ماجرای عقرب و لاک پشت


 

زاغی، دستیار کاراگاه هاپی توی یک روز تعطیل اطراف رودخونه وسط جنگل در حال پرواز بود و مراقب بود که کسی اتفاق بدی براش نیفته.

همین طور که در حال گشت زنی بود متوجه نیشی، عقرب پیر جنگل می شه که درون آب رودخونه افتاده و در حال افتادن به آبشاره. با سرعت به طرف نیشی پرواز می کنه ولی دیر می رسه و نیشی از آبشار به پایین پرت می شه و از دید ناپدید می شه.

زاغی فوری به ببری خبر می ده و جریان رو مفصل تعریف می کنه. و می گه که عقرب پیر جنگل توی رودخونه افتاده و داره غرق می شه من اونو تا آبشار تعقیب کردم اما حالا گمش کردم و به نیروهای کمکی احتیاج دارم.

کاراگاه هاپی به تی تی دستور می ده که سگ آبی، و سنجاب رو خبر کن و بگو خودشون رو فورا به پایین آبشار برسونند و دنبال نیشی بگردند. و به خانواده نیشی عقرب پیر هم خبر می دن که به اداره پلیس بیان.

کاراگاه هاپی همراه تمامی دستیارانش اطراف رودخونه رو می گردن و نیشی رو پایین آبشار پیدا می کنند.

در اداره پلیس همه جمع بودند که لاکی سر می رسه و عقرب پیر با عصبانیت به کاراگاه هاپی می گه که باید این رو دستگیر کنید چون اون منو توی آب رودخونه انداخت و می خواست منو غرق کنه.

اما لاکی می گه که اون داره دروغ می گه و اصل ماجرا رو تعریف می کنه.

لاکی می گه نیشی دوست قدیم پدرم بوده و اون روز از من خواست که اونو روی لاکم سوار کنم و به اون طرف رودخونه ببرم. اما وسط راه دیدم که اون داره به لاکم نیش می زنه و پیش خودم فکر کردم که از پدرم کینه ای به دل داره و با این کار می خواد از من انتقام بگیره. به خاطر همین چرخیدم و انداختمش توی آب رودخونه.

نیشی خانم به لاکی می گه که اون پدر تو رو دوست داره و این کار عمدی نبوده. معمولا عقرب ها، تا احساس خطر می کنند به هر چیزی که اطرافشون باشه نیش می زنن. چون آب رودخونه خروشان بوده و نیشی هم ترسیده بوده بخاطر همین به لاکت نیش زده.

کاراگاه هاپی خوشحال می شه که این جریان عمدی نبوده و می گه:

نیش عقرب، نه از ره کین است                                           اقتضای طبیعتش این است.