رونق تولید ملی | جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۹۸

لاکپشت پرنده - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

لاکپشت پرنده

 

کاراگاه هاپی، تی تی و دکتر بزی با هلیکوپتر مشغول گشت زنی در آسمان بودند تا به جنگلی دورتر از محیط کارشون برسند. بعد از اینکه راهی رو طی کردند پیاده شدند و سوار ماشین شدند اما وسط راه یک لاکپشت از آسمون به روی ماشین اونا افتاد و اونا رو متوقف کرد.

اونا به اداره پلیس رفته و همه دستیاراش مشغول پیدا کردن دلیل این اتفاق بودند که پدر و مادر لاکی اومدند و گفتند که پسر اونا با مرغابی هایی که اون اطراف زندگی می کردند مشغول بازی بوده و الان نیست و نگرانش شده بودند. کاراگاه هاپی به اونا جریان رو توضیح داد و گفت که الان دکتر بزی مشغول بهوش آوردن لاکیه و دستور داد که مرغابی ها رو به اداره پلیس بیارن.

مرغابی ها اومدن و جریان رو تعریف کردند که لاکی به اونها گفته که شما دو سر چوب رو بگیرید و من هم وسط چوب رو می گیرم تا با هم پرواز کنیم. ما بهش گفتیم که این کار خیلی خطرناکه اما اون مرتب اصرار می کرد.

به لاکی گفتیم ما فقط به یک شرط قبول می کنیم که هر چه رو که دید اصلا حرف نزنه و دهنش رو باز نکنه

راستش همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا اینکه رسیدیم به بالای مزرعه کنار جنگل. روستاییا که مشغول کار بودند با دیدن ما تعجب کردند و ما رو به همدیگه نشون می دادند. درست همین جا بود که لاکی طاقت نیاورد و گفت مگه اینا لاک پشت پرنده ندیدند و افتاد پایین.

 

همه بالای سر لاکی که تازه بهوش آومده بود ایستاده بودند و لاکی باز حرفش رو تکرار کرد که اونا مگه لاکپشت پرنده ندیده بودند. و کاراگاه هاپی به اون گفت:

لاکپشت پرنده سعی کن دفعه دیگه دهنت رو بی موقع باز نکنی.