رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۸

عید ولایت - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

عید ولایت

Loading the player...

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند. نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.

رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

 

Eid Province

I was in the migration of the Prophet was returning to his last pilgrimage, The large groups numbering up to a hundred and twenty thousand varieties have had escorted him to the area were without water called Ghadir.

Half of the eighteenth day of zi Alhjh the sudden revelation was revealed to the Prophet (PBUH) and the prophet who brought a message from God: "A messenger of what was revealed to you from your Lord to hear people give And if it has not delivered His message and Allah will protect you from harm peoples" The Prophet ordered it to stop and everyone in the desert without water in the scorching desert sun descended And the pulpit of the camels ship built for the Prophet Muhammad and the people that worked over. Praise the Lord commanded and took refuge from the bad traits sensuality to her and said: Soon, people close to me away from you, Who then adds the believers in the evaluation and acquisition of knowledge of good and deserving of all a prophet of God and speak more aware.

Prophet said: I am not worthy of you and all of your initial answer a call that is why. Then he said: My two precious things among you, let A great mass of the Book of Allah and the other bits are the heart of the asghar. People do not overtake them, and they left behind. Then the hand of Ali (AS) came to be so high and everyone knew him and saw the Messenger of Allah. Then he said: Allah is my Lord and my Lord, and I believe I am more worthy than themselves. Master and leader of the people whom I Am this Ali is his master and leader of the sentence was repeated three times, and continued: Lord Love's friends and enemies to humiliate him. A. God the center of the village, and then said: It is necessary to bring this news to absent. Rest of society was still refreshing revelation to hear that song again, John played the prophet Muhammad, peace be upon him: "Today I have completed for you your religion and completed my favor upon you, Islam as your religion liked 'and thus' Ali (AS) by God to succeed the Prophet (PBUH) was chosen.