رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

عید سعید غدیر خم مبارک - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

عید سعید غدیر خم مبارک

 

سال دهم هجرت است و موسم حج. بیابان حجاز شاهد جمعیت انبوهی است که همه با یک شعار به سوی یک هدف گام برمی دارند.

امسال، منظره حج، شور و هیجان دیگری دارد و مسلمانان با اشتیاق و شتاب، منزلهای بین راه را پشت سر می گذارند و خود را به مکه می رسانند.

طنین پرتپش لبیک... لبیک، از بیابان مکه به گوش می رسد، قافله ها یکی پس از دیگری به شهر نزدیک می شوند و حاجیان با لباس احرام، یکرنگ و یکنواخت غبارآلود و اشک ریزان، خود را به حرم امن پروردگار می رسانند و به گرد خانه اینکه به دست قهرمان توحید، ابراهیم خلیل بنا شده است طواف می کنند.

فرید وجدی، حاجیان سال دهم هجرت را 90 هزار می نویسد(دائره المعارف فرید وجدی ج 3 ص 542) ولی تا 124000 هم گفته شده است. (الغدیر ج 1 ص 9)

 

 

پیامبر اسلام، نگاه می کند: مسجدالحرام از اجتماع مسلمانان موج می زند و همه به حکم «انما المومنون اخوه» برادر وار و فرشته صفت، مشغول نیایشند.

پیامبر خوشحال است که توانسته چنین قدم بزرگی بردارد و به بهترین وجه رسالت خود را بگزارد. ولی هاله ای از غم و اضطراب، گاه و بیگاه چهره پیغمبر اکرم(ص) را فرا می گیرد و شادی را در کامش ناگوار می سازد.

فریضه حج، به پایان رسید و مردم به سوی شهرهای خود حرکت می کردند که ناگهان صدای «منادیان» پیامبر، در صحرای حجاز، طنین افکند و مسلمانان را دستور توقف داد، زیرا فرشته وحی به رسول خدا نازل شد و این آیه را ابلاغ کرد:

«ای پیامبر، آنچه به سوی تو از پروردگارت فرود آمده است، به مردم ابلاغ کن و اگر کوتاهی کنی، رسالت او را نرسانده ای و خداوند ترا از شر مردم نگهداری می کند.» (سوره مائده آیه 67)

 

 

پیامبر مردم را در نقطه ای از آن بیابان سوزان و خالی از آب و آبادی به نام «غدیر خم» نگه داشت، تا روح اسلام را کاملا روشن سازد.

مردم نمی دانستند که چرا این دستور صادر شده و چه موضوع مهمی پیش آمده است ولی طولی نکشید که نماز جماعت اعلام گردید و پس از ادای فریضه ظهر، انبوه جمعیت قیافه جذاب و آسمانی پیامبر اسلام(ص) را بر فراز منبر بلندی که از «جهاز شترها» درست شده بود، مشاهده کردند.

سکوت عمیق حکمفرما بود... در این موقع سکوت صحرای حجاز را کلمات پرمغز و جالب پیامبر شکست و پس از ستایش پروردگار، خبر جانگداز درگذشت زودرس خود را اعلام کرد و آنگاه فرمود:

مردم! من برای شما چگونه پیامبری بودم؟

 

 

همه یکصدا گفتند: یا رسول الله، از پند و اندرزما فرو نگذاشتی و از موعظه و تربیت ما، غفلت ننمودی، خدا تو را پاداش نیکو دهد.

پیامبر فرمود: کتاب خدا و پیشوایان معصوم بعد از من، دوش به دوش هم راهبر شما هستند. آنگاه دست علی(ع) را برافراشت، به طوریکه همه حاضرین او را دیدند سپس فرمود:

مردم! چه کسی به مومنان از خودشان سزاوارترست و بر آنان ولایت و سرپرستی دارد؟

مردم گفتند: خدا و رسولش داناترند.

 

 

پیامبر(ص): خدا مولای من است و من مولای مومنان و به آنان از خودشان سزاوارترم. آنگاه بدون فاصله و تأمل فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه... و این جمله را سه بار تکرار کرد؛ و در پایان سخنان خود فرمود این حقیقت را حاضرین به دیگران برسانند.

جمعیت، هنوز پراکنده نشده بود که این آیه نازل شد:

امروز دین شما را کامل گردانیدم و نعمت خویش را بر شما تمام کردم و به اینکه اسلام دینتان باشد، راضی گشتم. (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا – سوره مائده آیه 3)

پس از پایان مراسم مردم از دور و نزدیک بر یکدیگر سبقت می گرفتند تا به حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیغمبر اسلام تبریک بگویند.