رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۸

عطاالله نهایی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

عطاالله نهایی

Loading the player...

"عطاالله نهایی" شاعر و نویسنده کرد، در سال 1339 در شهر بانه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در بانه به پایان رساند. خود او اینگونه تعریف می کند آنطور که مادرم می گفت در شب عید قربان در سال 1339 شمسی در شهر بانه در غرب کردستان به دنیا آمده ام، در یک شب سرد پاییزی، گویا پدرم آنقدر خوشحال شده بود که شادباش پخش کرده بود مادر بزرگم آن شب و چند شب بعد هم بالای سرم دعا خوانده بود تا من هم همانند دو برادر و شاید دو خواهر دیگر قبل از خودم، نمیرم، اسمم را "عطاالله" گذاشتند. به معنی هدیه خداوند، دلخوش بودند که اگر خداوند هدیه ای به کسی ببخشد آن را پس نمی گیرد.

دوره ابتدایی و راهنمایی و دو سال بعد از راهنمایی را هم در بانه خواندم پس از آن به دانشسرای مقدماتی در شهر ورامین رفتم پس از دو سال دانشسرا را هم تمام کردم. در همه دوران تحصیل دانش آموزی زرنگ و باهوش بودم، پدر و مادرم، دو انسان زحمتکشی بودند که من امید و آرزوی زندگیشان و مایه مباهاتشان بودم.

پس از پایان دانشسرا در سال 1357 که سال پیروزی انقلاب ایران بود به عنوان معلم ابتدایی در یکی از روستاهای شهر بانه استخدام شدم.

از کودکی تنها دلخوشی ام خواندن و نوشتن بود. شروع کارم با شعر بود از شانزده سالگی به زبان کردی شعر نوشته ام. در سن هفده سالگی در دانشسرا داستان بلندم را نوشتم و برای اینکار از طرف مسئولان دانشسرا تنبیه شدم! پس از انقلاب سال 1357 بطور جدی به نوشتن و انتشار آثارم در "مجله های کردی" داخل و خارج کشور کردم. اولین مجموعه داستانم، به عنوان اولین مجموعه "داستان کردی" پس از انقلاب در غرب کردستان، در سال 1372 چاپ  و  منتشر شد. از آن پس ادبیات و به خصوص ادبیات داستانی مهمترین دغدغه زندگیم شد. در طول سالهای زندگی ادبی ام تا کنون، سه مجموعه داستان، سه رمان، و دهها مقاله ادبی و تئوری را منتشر کرده ام. همچنین شش رمان از بهترین رمان نویس های دنیا را هم به کردی ترجمه و نقد کرده ام.

به زبان فارسی هم  علاوه بر چند مقاله و گفتگوی ادبی  و داستان که در مجله های فارسی منتشر کرده ام، بنا به درخواست سازمان میراث فرهنگی ایران، کتابی با عنوان تحلیل ساختاری "منضومه های کردی" نوشته ام. در بیشتر  مجالس و "کنگره های ادبی کردی" شرکت کرده ام. در بیشتر فستیوال های ادبی در شهر های اربیل و سلیمانیه و ئامد در شمال کردستان شرکت کرده و مقاله ای ارائه داده ام.

در سال 1994 بنا به در خواست دانشگاه اپسالای کشور سوئد، سفری یک ماه و نیمه به آن کشور داشتم و در آن دانشگاه و شهر استکهلم سخنرانی هایی در مورد "ادبیات کردی" ارائه داده ام.

در سال 2005 برنده جایزه سالانه انتشارات "آراس اربیل" و جایزه زرین "فستیوال گلاویژ سلیمانیه" را در سال 2008 دریافت کرده ام.

کتاب هایی که در این مدت در داخل و خارج کشور چاپ کرده ام به صورت زیر است:

آثار عطا نهایی

1- زریکه (کۆمه‌ڵه‌ چیرۆک) بڵاوکراوه‌ی ناجی / بانه 1371

2- ته‌نگانه (کۆمه‌ڵه‌ چیرۆک) ‌له‌سه‌ر ئه‌رکی نووسه‌ر / ته‌ورێز ‌ 1374‌

3- گوڵی شۆڕان (رۆمان) بڵاوکراوه‌ی محه‌ممه‌دی / سه‌قز 1376

4- ئه‌و باڵنده‌ برینداره‌ که‌ منم (کۆمه‌ڵه‌ چیرۆک) ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1383‌

5- باڵنده‌کانی ده‌م با (رۆمان) ئه‌نستیتۆی فه‌رهه‌نگی و نه‌شری ژیار / تاران 1381

6- گره‌وی به‌ختی هه‌ڵاڵه (رۆمان) ‌ بڵاوکراوه‌ی ره‌نج / سلێمانی 1386

7- کۆی به‌رهه‌مه‌کان / 2 به‌رگ (رۆمان و چیرۆک) ده‌زگای ئاراس / هه‌ولێر 1386

8- تحلیل ساختاری منضومه‌های عاشقانه‌ی کوردی / (به‌ زمانی فارسی) / ئیجازه‌ی چاپی پێنه‌دراوه‌

ترجمه ها:

1- شازاده‌ ئحتجاب (رۆمان) هووشه‌نگ گوڵشیری ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1380

2- جه‌یمس جۆیس (خوێندنه‌وه‌) ج - م- ستوارت ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1383

3- ماڵی رووناکان (کۆ چیرۆک) نووسه‌رانی ئێرانی ده‌زگای ئاراس / هه‌ولێر 1383

4- بارۆنی سه‌ر داره‌کان (رۆمان) ئیتالۆ کالڤینۆ ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1386

5- قه‌سابخانه‌ی ژماره‌ 5 (رۆمان) کوورت ڤۆنێ گات ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1387

6- سووکی له‌تاقه‌ت به‌ده‌ری بوون (رۆمان) میلان کۆندێرا ده‌زگای سه‌رده‌م / سلێمانی 1388

Attaollah Nahai

"Attaollah Nahai" poet and author of "Kurdish", Bane was born in the town in 1339. Studies in elementary and junior Bane finished. Defines himself As my mother said that on the night of Eid al-Adha in 1339 AHS in Kurdistan Bane was born in the West, a cold autumn night, My father was so happy to congratulate the player My grandmother prayed over me that night and a few nights later he had read to me like a sister of two brothers and maybe me, is not going to, it name "Attaollah" laid the. Means gift of God, as if God were happy to give a gift to someone who does not take it back.

Primary and Middle School, and two years later I read the manual on the Bane then went to the College Preparatory in Varamin time I finished college after two years. I was a smart student in school, my parents, my two hardworking man who was proud of hope and life.

After finishing college in 1357, was the year of the Iranian revolution as an elementary teacher in a village of Bane was hired.

I'm just happy childhood reading and writing. I would start with a poem of sixteen Kurdish poem I wrote. At the age of seventeen colleges Lifted wrote the story and was punished for it by the college authorities! After the 1357 revolution, in earnest to writing and publishing works in the "Journal of Kurdish" I got home and abroad. The first collection of stories, the first collection of "stories Kurdish" After the revolution in West Kurdistan, was published in 1372. Since then the literature, especially fiction was my main concern. During my literary life so far, three stories, three novels, and I have published dozens of essays and literary theory. The six novel novelists in the world the best you have to Kurdish translator and critic.

Vintage Persian language and literature as well as several articles and stories that have been published in magazines Persian, at the request of the Iranian Cultural Heritage Organization, a book a structural analysis of "Kurdish deep" wrote. In most parliaments, "Kurdish literary Congress" have attended. In most literary festival in Erbil and Sulaimaniyah and Uamad in Northern've attended and presented a paper.

Uppsala University in Sweden in 1994, according to demand, traveling the country for a month and a half and I at Stockholm University and lectures about the "Kurdish Literature" have given.

In 2005, the annual award-winning publication, "Aras Erbil" Golden Award "Festival Glavizh Sulaymaniyah" I have received in 2008.