رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۸

شانس - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شانس

Loading the player...

این داستان در مورد یک پیرمرد فقیر است که برای جمع آوری هیزم به داخل جنگل می رود. در آن هنگام یک دسته گرگ به او حمله می کنند و او فرار می کند و از هول اینکه گرگها به او حمله نکنند خود را در یک رودخانه می اندازد.

پیرمرد بیچاره شنا کردن بلد نبود در آن هنگام یک دسته ماهیگیر به او می رسند و از غرق شدن نجاتش می دهند و در راه برگشت به منزل یک ماهی می خرد و در موقع پاک کردن متوجه می شود در شکم ماهی یک مروارید وجود دارد و پیرمرد از فقر و نداری نجات پیدا می کند.

Chance

This story is about a poor old man into the forest to collect firewood goes. When a wolf to attack him and he runs away and the panic that wolves do not attack him in a river in their pockets.

Poor old man did not learn to swim when he was a fisherman to arrive and they saved him from drowning On the way back home and buys a fish Clear and timely notice is in the belly of the fish there is a pearl, and the old man could be saved from poverty.