رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

دف را از کنج خانقاه به بطن جامعه آوردم/ سابقه‌ای 30 ساله در حوزه تدریس دارم - نمایش محتوای خبر

 

 

دف را از کنج خانقاه به بطن جامعه آوردم/ سابقه‌ای 30 ساله در حوزه تدریس دارم

کردستان

نامی آشنا در عرصه موسیقی دارد، مردی بزرگ که در 28 آذر 1328 از دل رشته کوه‌های زاگرس در شهر هزار مسجد سنندج دیده به جهان گشود و از همان دوران کودکی با همت پدر با آهنگ و موسیقی آشنا شد و به سرعت راه پیشرفت را پیمود و به پایتخت راه یافت و سال‌ها به موسیقی این مرز و بوم خدمت کرده است و رنج بیماری و تن دادن به چندین عمل جراحی هیچگاه این هنرمند مردمی را از عرصه تلاش خارج نکرده است.

هنرمند چیره‌دستی است که دف را از خانقاه به عرصه موسیقی ایران زمین آورد و با اجراهای متعدد در خارج از مرزهای کشور این ساز عرفانی را به جهان معرفی کرده است.

بیژن کامکار که به بهانه شرکت در ششمین جشنواره دف‌زنی «دف نوای رحمت» به زادگاهش سفر کرده است فرصت خوبی را به ما داد تا گپ و گفتی با او داشته باشیم.

کامکار معتقد است؛ دف را که سال‌ها در مراسم‌های خانقاهی و ذکر و سماع دارویش بکار گرفته می شد، وارد عرصه موسیقی ایران و همچنین با شرکت در اکثر فستیوال‌های معتبر جهان، آن را به مردم دنیا معرفی کرده است.

 

فارس: جناب آقای کامکار، افرادی که با موسیقی سروکار دارند و حتی اقشار مختلف جامعه شما را با ساز دف و گروه کامکارها را به خوبی می شناسند و شماها را افتخاری در این عرصه می دانند، بفرمایید که نحوه آشنایی شما با ساز دف چگونه آغاز شد؟

من فرزند سرزمینی هستم که پر از خانقاه‌ است به طوری که شاید در کمتر کوچه پس کوچه‌های آن یکی تا دو تا خانقاه وجود نداشته باشد، سرزمینی که نامش با دف‌زنانی چون حاج خلیفه کریم صفوتی، خلیفه میرزا آغه غوثی، ماشاءالله بختیاری، محی‌الدین بلیانی و سیدشمس قریشی گره خورده است در همان روزهای کودکی زمانی که به خانقاه می‌رفتم و دف‌نوازان غایب بودند برای دارویش دف می‌زدم و همان آغاز علاقه‌مند شدم به این ساز عرفانی شد.

البته باید بگویم من نیز از شاگردان پدرم، حسن کامکار هستم و موسیقی را از ایشان آموختم. در خانقاه همیشه مراسم ذکر و سماع دراویش با دف همراه بود. دف را در خانقاه و خیابان دیده بودم. استقبال از مشایخ نیز در آن دوران با دف و ذکر دراویش همراه بود، وقتی شیخ به گلوگاه شهر می‌رسید و برای استقبال او، از تمام خانقاه‌ها دف‌زنان خارج می‌شدند و در گلوگاه شهر بهم می‌رسیدند. اینها را که دیدم جذب دف شدم.

در همان دوران خردسالی بدون کوچک‌ترین سؤالی از کسانی که در خانقاه دف‌نوازی می‌کردند تنها با حفظ کردن حرکات دست‌هایشان در خانه تمرین می‌کردم و در سن نوجوانی به صورت جدی به دف‌نوازی پرداختم.

* ساز دف را به عرصه موسیقی ایران آوردم

فارس: نخستین فعالیت حرفه‌ای خود را در چه زمانی و از کجا آغاز کردید؟

اولین فعالیت‌های حرفه‌ای را در عرصه موسیقی در رادیو سنندج و به عنوان خواننده آغاز کردم.

فارس: معتقدید که دف را از گوشه خانقاه به عرصه موسیقی آوردید در این مورد برای مخاطبین ما بیشتر بگوید..

بله. این واقعیتی است که من به آن معتقدم. دف را که سال‌ها در مراسم‌های خانقاهی و ذکر و سماع دارویش بست نشسته بود را به موسیقی سنتی ایران معرفی کردم و به بهترین شیوه مورد استفاده قرار دادم از سوی دیگر با شرکت در اکثر فستیوال‌های معتبر جهان این ساز را به مردم دنیا معرفی کردیم.

فارس: گفتید که دف را از دل خانقاه‌های کردستان و با تلمذ در خدمت پدر آموختید تا چه میزان در حفظ آن کوشش کرده‌اید؟

به یقین می‌گویم صددرصد، با حفظ آنچه در خانقاه وجود داشته و هست عمل کرده‌ام، اگر کارهای مرا گوش کنید، به این واقعیت دست خواهید یافت که همواره سعی کرده‌ام تمام ریتم‌های خانقاه را حفظ کنم.

فارس: نخستین تلنگر استفاده از دف در گروه کامکارها از کجا زده شد؟

پدرم نخستین کسی بود که پیشنهاد استفاده از دف را در گروه داد، اما در آن زمان به دلیل رفتن من به سربازی و همچنین ادامه تحصیل در دانشگاه تهران این مسأله به عقب افتاد.

همانگونه که قبلا اشاره کردم دف در آن دوران یک ساز مذهبی نشسته در گوشه دنج خانقاه بود، اما زمانیکه در سپاه‌دانش بودم، چندین اجرای پدرم را شاهد بودم که همین امر به من شهامت داد که دف بزنم.

فارس: از نگاه استاد بیژن کامکار، دف چه تعریفی دارد؟

سازهای کوبه‌ای دارای بعد هستند، اگر شاخص در موسیقی چهار ستون و یک ستون مهم آن ریتم باشد، یکی از آنها دف است، زنجیره‌ها و هیبت دف به این ساز کوبه‌ای بعد داده است.

در اوایل، زمانی که دف را در دست می‌گرفتم احساسم به دف یک ساز یغور بود که برداشتن و نگهداشتن آن نیاز به دستان پهلوان دارد، اما الان به راحتی اعتراف می‌کنم همین سازی را که روزی در تصوراتم، دف را سازی برای دستان پهلوانان می‌پنداشتم امروز در دستان برخی نوازندگان زن بهتر از مردان شورآفرینی می‌کند.

شرکت در چندین جشنواره دف‌نوازی این یقین را به من داد که بسیاری از دختران فعال در این رشته بهتر از پسرانی هستند که از قدرت فیزیکی بیشتری برخوردارند و ماهرانه و توانمندتر پنجه بر پوسته دف می‌کوبند و ریتم‌های مختلف را به زیبایی هرچه تمام‌تر اجرا می‌کنند.

* 30سال است در عرصه موسیقی تدریس می کنم

 فارس:  چه زمانی وارد عرصه تدریس شدید؟

برای تدریس متد خاص خود را نداشتم و همین امر موجب شد تا تدریس را حداقل 20 سال بعد از نوازندگی دف آغاز کنم، معتقد هستم کسی می‌تواند وارد عرصه تدریس در هر موسیقی و زمینه‌ای بشود که حداقل بیست سال سابقه نواختن آن ساز را داشته باشد و یا بتواند از 10 ریتم ساده حداقل 5 ریتم را کنار گذاشته و خود 5 ریتم جدید را خلق و جایگزین آن سازد اما با این وجود بیش از 30 سال است که از نخستین روزهایی که به امر تدریس روی آوردم می‌گذرد.

فارس: مهم‌ترین هدف استاد بیژن کامکار از ورود به عرصه آموزش چه بوده است؟

با هدف و به عشق اینکه دف در بین مردم به سازی همگانی تبدیل شود پا به عرصه آموزش نهادم تدریس را حتی قبل‌تر از صدور مجوز آموزشگاه درخانه آغاز کردم.

فارس: در مورد تدوین کتابتان برایمان بگوید..

در زمینه کتابم هم باید بگویم، اعتقاد به کامل بودن آن ندارم، چراکه تمام توان و تلاشم این بود که محتوای کتاب خودآموز باشد ولی احساسم این است که به آنچه انتظارش را داشتم، نرسیدم.

لازم است بگویم که به یکی از بزرگترین آرزوهایم که زمانی بستری فراهم شود که هزاران نفر بتوانند دف‌ بنوازند تحقق یافته و امروز خوشبختانه شاهدیم که نه تنها هزاران نفر بلکه صدها هزار نفر دف‌نواز در سراسر دنیا وجود دارد و این جای خوشحالی دارد که من از دف اعتبار گرفتم و به آن اعتبار دادم.

اوایل که دف می‌زدم پیش‌بینی چنین روزی، امروز فرا رسیده و قطعا این گستردگی بعدی جهانی خواهد گرفت و اگر روزی دیدید که خارجی‌ها دف می‌زنند، تعجب نکنید.

* متاسفانه تمامی امکانات در تهران متمرکز شده است

فارس: آیا استاد کامکار برنامه‌ای برای تشکیل گروه و یا برگزاری دوره‌های آموزشی برای دف‌نوازان زادگاهش دارد؟

خارج شدن ما از استان کردستان در مرحله نخست به دلیل ادامه تحصیل بود، اما واقعیت این است که امکاناتی که در تهران وجود دارد در استان‌های دیگر به ویژه استان‌های محروم و کمترتوسعه یافته وجود ندارد و به تعبیر دیگر، زمانی که پایمان را از تهران بیرون می‌گذاریم به نوعی احساس می‌کنیم که ارتباط با دنیای هنر و حتی تجارت، اقتصاد و سیاست و غیره قطع می‌شود.

شرایط به نحوی است که متاسفانه تمامی امکانات در شهر تهران متمرکز شده است، اما همیشه نگاه و نگرش من به سمت کردستان بوده و همیشه امضای برنامه ها، یک کار کُردی بوده است تا جاییکه در اغلب اجراها و فستیوال‌های داخلی و بین‌المللی نیز با پوشش کردی  شرکت کرده‌ام.

بازگشت به زادگاهم و زندگی در اینجا نهایت آرزویم بوده و هست و همواره برای فرهنگ، زبان و لباس کردی احترام و ارزش خاصی قائل بوده و حتی نخستین اجرایم را هم با همین پوشش ارزشی انجام دادم و همین عرق عمیق به کرد و کردستان موجب شده با وجود اینکه در دوران طلایی موسیقی کشور در کنار اساتید نام‌آشنا مانند شجریان و عارف و غیره حضور داشتم همواره مرا به عنوان موزیسین دف و کرد می‌شناسند.

فارس: چند سالی است شاهد حضور شما در جشنواره دف‌نوازی «دف نوای رحمت» در زادگاهتان هستیم، به نظر شما حضور بزرگانی چون شما در این جشنواره تا چه میزان می‌تواند به ارتقای سطح و خروجی این جشنواره کمک کند؟

سوای از حضور خودم در این برنامه و با محوریت قراردادن سایر اساتید نام‌آوری که طی این چند سال به همت حوزه هنری کردستان در این جشنواره حضور داشته‌اند، باید بگویم، حضور اساتید بزرگ موسیقی در این جشنواره‌ها اعتقاد شرکت‌کنندگان را قوی‌تر و آنها را به این باور می‌رساند که باید خیلی قوی در این ماراتن حضور پیدا کنند و با الگو قراردادن این اساتید گام نخست را برای حرکت روبه جلو و موفقیت‌های بیشتر برمی‌دارند.

* فعالیت در عرصه موسیقی زمان خاص دارد

فارس: آیا برنامه‌ای برای دف‌نوازان کردستانی و تشکیل گروهی از آنها دارید؟

سطح کسانی را که در کردستان در عرصه موسیقی دف فعالیت می‌کنند خیلی بالا می‌دانم و به یقین می‌گویم در برابر برخی از آنها خجالت می‌کشم، دف در دست گیرم.

حقیقت این است که احساس می‌کنم دیگر توان و انرژی را از نظر نوازندگی ندارم و از سوی دیگر وقت و زمان کافی ندارم، باید قبول کنیم که موسیقی نیز مانند ورزش سنی دارد و همانگونه که پهلوانان روزی از کار خسته می‌شوند موزیسین‌ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند.

البته ذکر این مطلب را ضروری می‌دانم، گروه‌هایی که در جشنواره «دف نوای رحمت» دیدم اصلا نیازی به من ندارند و خودشان مسیری را که باید بروند می‌دانند و بسیار توانمند گام‌های محکمشان را برداشته‌اند.

..............

هنوز تصویر دست حنا گرفته‌اش را در ذهن دارم که به واسطه زخم هنر و نوازش بر چوب و پوست دف وی، امروز نام شرف ایران را به او داده است، و نقش مهمی در معرفی کردستان به عنوان پایتخت دف ایران داشته و ایفا کرده است...