رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۸

خودباوری (انتخابات) - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

خودباوری (انتخابات)

 

 

گرچه در "تکوین شخصیت و پیشرفت آدمی"، برخورداری از همه فضیلت های اخلاقی و خصلت های شایسته انسانی نقش مؤثری دارند ولی برخی از این خصلت ها، بویژه در قسمتی از دوره های زندگی بسیار سرنوشت ساز هستند. به عنوان مثال، در دوره جوانی به دنبال شکوفایی استعداد و توانایی های بالقوه فرد، ضرورت تصمیم گیری های بسیار مهم، که گاهی مسیر زندگی نهایی انسان را در طول زندگی او مشخص می کند، پیش می آید. در چنین شرایطی، برخورداری از خصلت والای خودباوری زمینه سعادت و موفقیت او را در تمام عرصه های زندگی تضمین می کند. چه، جوان در سایه تحقق خودباوری است که به این اطمینان می رسد که اگر از مجموعه استعدادها و توانمندی هایی که دارد به طور مناسب بهره برداری نماید; به اهداف و آرزوهایی که دارد می تواند دسترسی پیدا کند. این احساس توانمندی و خودباوری، از او شخصیتی فعال و خلاق و امیدوار و... می سازد. و او را در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها از دچار شدن به یاس و ناامیدی رهایی می بخشد. برای روشن شدن اهمیت این موضوع به اختصار ابعاد مختلف مساله خودباوری در این مقال مورد بررسی قرار می گیرد:

الف. خودباوری چیست؟

خودباوری اصطلاحی است که امروزه در جامعه شناسی، روان شناسی و علوم تربیتی به کار می رود و منظور از آن یک حالت مثبت روحی و روانی است که در نتیجه احساس ارزشمندی در نفس انسان پدید می آید و او را آماده می سازد تا از طریق بهره گیری از لیاقت ها و توانمندی هایی که دارد به انجام وظایفی که برعهده اوست قیام نماید و در این راه، از مشکلات و موانعی که پیش می آید هراسی به دل راه ندهد. از این حالت روحی در فرهنگ اسلامی با تعابیری چون علو همت، مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و... یاد می شود. در واقع، خودباوری، باور به استعدادها، توانایی ها و نیروهای نهفته فطری درونی است که با اتکاء به آن، می توان به اهداف موردنظر در زندگی رسید و به آنان جامه عمل پوشاند. و مرحله عالی خودباوری، شکوفایی همه استعدادهای بالقوه فرد است.

روشن است که اولا، این کیفیت نفسانی با نفس محوری فرق دارد. چون در نفس محوری، انسان خود را تابع گرایش های نفسانی می سازد و از طریق تبعیت از خواست های حیوانی نفسی، گرفتار امراضی چون کبر و غرور و نخوت می شود و در نتیجه، هستی خویش را به پرتگاه سقوط می کشاند و از طریق غرق شدن در شهوات، به مرتبه حیوانیت بلکه پایین تر از آن سقوط می کند. اما در خودباوری، از طریق خودشناسی و کشف استعدادها و توانمندی های خود، به احساس عجز و ناتوانی در مقابل سختی ها و گرفتاری ها غلبه می کند و پله های پیشرفت و تعالی را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد.

ثانیا، هرگز خودباوری برخلاف نفس محوری، در برابر و در عرض اعتماد و توکل به خدا واقع نمی شود. بلکه این امر در طول اعتماد به خدا و در مقابل اعتماد به غیر است. به اصطلاح، یک ارزیابی واقع بینانه از توانایی های خود است تا با آگاهی و شناخت کامل از آنها، در مسیر تعالی و پیشرفت، بهره برداری لازم به عمل آید و این گونه نباشد که انسان در برآوردن نیازها و انجام وظایفی که برعهده اوست، چشم به دیگران دوخته و از توانمندی های خود غافل شود. به تعبیر اقبال لاهوری:

همچو آیینه مشو محو جمال دگران...

از دل و دیده فرو شوی خیال دگران

در جهان بال و پر خویش گشودن آموز

که پریدن نتوان با پر و بال دگران

ب. انواع خودباوری

از دیدگاه های مختلف خودباوری به اقسامی تقسیم می شود از جمله آنهاست:

1. خودباوری انسانی: اولین گام در خودشناسی، دست یافتن به این باور است که هر فردی به لحاظ این که انسان آفریده شده است، فراتر از سایر موجودات از یک سلسله ویژگی های برتر نظیر استعداد و ظرفیت و زمینه رشد فراوانی برخوردار است که اگر او به عنوان انسان از توانمندی هایی که دارد به نحو صحیح استفاده کند، می تواند به مقام خلیفة اللهی برسد مسجود ملائکه واقع شود. در مقابل، اگر در اثر غفلت ها و غرق شدن در لذائذ دنیوی و فراموش کردن منزلت واقعی خویش، دچار خودباختگی شود و از ارزش های انسانی و گرایش های متعالی تهی گردد، ماهیت حیوانی یا پست تر از آن پیدا می کند.

2. خودباوری اعتقادی: هر فردی در زندگی با یک سلسله اعتقادات قلبی و ایمانی زندگی می کند که این اعتقادات هویت فکری و فرهنگی او را شکل می دهند. بر این اساس، نظام زندگی هر فرد مسلمانی در چارچوب آموزه های دین مبین اسلام معنی و مفهوم می یابد. چرا که ما معتقدیم دین اسلام کاملترین برنامه ای است که از طریق به کار بستن آن، انسان به سعادت دنیوی و اخروی دست می یابد. بنابراین، یک جوان مسلمان موظف است پس از کسب آگاهی های لازم، از کم و کیف این برنامه انسان ساز و نیز یقین پیدا کردن به حقانیت آن زندگی خود را به گونه ای تنظیم کند که تمام تلاش های او در بستر دین سامان پیدا کند و در نهایت، به این باور برسد که رشد و کمال واقعی او جز در بستر احکام و مقررات دینی میسر نیست.

3. خودباوری ملی: هر ملتی دارای فرهنگ و تمدن خاصی است که در طول قرون متمادی در سایه تلاش های نخبگان آن شکل می گیرد. خودباوری ملی، در مقابل از خودبیگانگی و خودباختگی ملی مطرح می شود. گاهی افراد یک جامعه در اثر ناآگاهی و یا تحت تاثیر تبلیغات سوء و جذاب دشمنان، به سنت و باورهای ملی و فرهنگی خود پشت می کنند و از نمادها و ارزش های رایج در جوامع دیگر پیروی و تقلید می کنند. این کار به تدریج، راه نفوذ و تسلط همه جانبه بیگانگان را در عرصه های مختلف آن جامعه هموار می سازد. در نهایت، کیان و استقلال آن جامعه را با خطر جدی مواجه می سازد. در تاریخ جوامع اسلامی به نمونه های زیادی از این گونه جامعه ها برمی خوریم. ترکیه دوران آتاترک و حتی ترکیه امروز در مقابل غرب، و ایران دوره رضاخان و بسیاری از جوامع دیگر، مصداق روشنی از مردمی هستند که به خودباختگی ملی گرفتار آمده اند.

4. خودباوری فردی: نوعی دیگر از خودباوری، خودباوری فردی است که در قلمرو شخصیت افراد مطرح می شود. توضیح آن که هر فردی دارای استعداد و توانایی های خاصی است که اگر آنها را درست شناسایی کند و در زندگی از آنها به صورت مناسب بهره برداری نماید، در زندگی شخصی خود به تمام آمال واهدافی که دارد دست می یابد و در پیشامدهای زندگی نه دچار یاس و ناامیدی می شود و نه در برخورد با مشکلات احساس خود کم بینی به او دست می دهد. در نتیجه، به برکت این خودباوری و شکوفایی و تحقق آن فرد است که سست اندیشی و وابستگی بی جهت به دیگران از زندگی او به کلی دور می شود. و به یک استقلال فکری و عزت نفس کامل و اعتماد به نفس سازنده که موفقیت همه جانبه او را تضمین می کند دست می یابد.

ج. آفات خودباوری:

خود باوری نیز همچون سایر فضیلت های انسانی دارای آفاتی است که گاهی این آفت ها، زمینه ایجاد آن را در وجود جوان از بین می برند یا پس از ایجاد از استمرار آن جلوگیری به عمل می آورند. می توان گفت که ریشه تمام این آفت ها، به گونه ای به محدودیت تجربه جوان یا غلبه احساسات دوره جوانی او برمی گردد، یعنی جوان در برخورد با موانع خودباوری و اعتماد به نفس، به جهت عدم برخورداری از تجربیات اجتماعی و فرهنگی کافی اغلب تحلیل و ارزیابی درستی از این آفت ها نمی تواند داشته باشد. لذا در موقع مواجه شدن با این امور به سادگی و با خوش بینی خاصی با آنها مواجه می شود. در هر حال، برای خودباوری آفت های زیادی ذکر شده است که به برخی از آنهااشاره می گردد:

1- جهل و ناآگاهی: انسان تا موقعی که نقش مهم خودباوری را در زندگی فردی و یا اجتماعی به طور کامل نشناسد و از سوی دیگر، استعداد و توانمندی های موجود در وجود خویش را به خوبی مورد شناسایی قرار ندهد و یا از سرمایه های بالفعل و بالقوه ارزشمند ملی و فرهنگی جامعه اش خبر نداشته باشد و بدتر از این، اگر از اهداف و نقشه های دشمنان بی خبر باشد، بی تردید از اتخاذ شیوه هایی که موجب ایجاد و یا تقویت خودباوری می شوند عاجز خواهد بود. اگر این ضعف در سطح جامعه عمومیت پیدا کند، در نهایت، استقلال و وحدت ملی جامعه را در مقابل جوامع دیگر با خطر مواجه خواهد ساخت و حداقل زمینه وابستگی در بسیاری مسائل را در پی خواهد داشت. و بنابراین، یکی از خطرناکترین عوامل خودباختگی، که اساس خودباوری را از بین می برد، جهل و ناآگاهی آحاد یک جامعه است تنها راه مبارزه با این خطر، گسترش سطح آگاهی های عمومی اقشار مختلف، به ویژه قشر جوان است تا از این طریق، ضمن شناسایی استعدادها و توانمندی های فردی و ملی و فرهنگی بتوانند توطئه های دشمنان را که اغلب تحت پوشش عناوین جذاب و به ظاهر زیبا جلوه می کند، تشخیص دهند و با آنها به مبارزه برخیزند.

2- خود کم بینی و احساس حقارت: همان گونه که عزت نفس و خودباوری روحیه مسئولیت پذیری و احساس توانمندی و صبر و تحمل را ارتقاء می بخشد، در مقابل، خود کم بینی و خودباختی زمینه بهره برداری از سرمایه ها و توانمندی های فردی و ملی و فرهنگی را از بین می برد. و این حالت چنان روحیه بی اعتمادی را در فرد و جامعه گسترش می دهد که افراد به آسانی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند. و از تن دادن به کارهای بزرگ خودداری می کنند و به محض بروز کوچک ترین پیشامد ناگوار مایوس و ناامید می شوند. بدیهی است که وقتی جوانان، که سرمایه های اصلی جوامع محسوب می شوند، به چنین حالتی دچار شوند در موقع مواجه شدن با پیشرفت های مختلف سایر ملت ها آن چنان مرعوب می شوند که به جای تلاش بیشتر جهت برطرف ساختن عقب ماندگی های گذشته در اثر خود کم بینی به راحتی به مصرف کننده کالاهای جوامع پیشرفته تر تبدیل می شوند و در مقابل دریافت کالاهای کم ارزش و پست، و تشریفاتی و تجملاتی آن ها ذخایر عظیم ملی خودشان را از دست می دهند. امروزه وضع اغلب کشورهای به اصطلاح جهان سوم و یا توسعه نیافته و در برابر کشورهای صنعتی کم وبیش به همین شکل است.

3- تبلیغات دشمنان: یکی از مهم ترین عوامل تضعیف خودباوری، تبلیغات گسترده دشمنان است. امروزه یکی از شیوه های بسیار مؤثر نفوذ در افکار و اندیشه های اقشار مختلف مردم جوامع، استفاده از تبلیغات و ابزارهای پیشرفته تبلیغی است. این روش، به قدری کارساز است که از آن در عصر حاضر به جای حمله های سنگین نظامی، که در زمان های گذشته تنها راه به سیطره درآوردن جوامع دیگر بود، استفاده می شود. در عصر حاضر کشورهای پیشرفته اهداف شوم تجاوزکارانه و توسعه طلبانه خود را از طریق به راه انداختن تبلیغات دامنه دار و همه جانبه تحقق می بخشند و اولین کاری را که در ضمن این تبلیغات انجام می دهند آن است که اعتماد به نفس و خودباوری مردم جامعه موردنظر را از راه های مختلف تضعیف می کنند. دشمنان معمولا این کار را به چند طریق انجام می دهند: اصول و دست آوردهای فکری و فرهنگی جامعه مقابل را، که در طول صدها و بلکه هزاران سال به دست آمده است، تحقیر و کم اهمیت جلوه می دهند و از طریق تحریف تاریخ افتخارات آنها را نادیده می گیرند. در مقابل، با دروغ و بزرگ نمایی های غیرواقعی اصول و مبانی فکری و اعتقادی جامعه خود را به عنوان اصول مترقی معرفی می کنند. نقاط ضعف جامعه مقابل را به طور مبالغه آمیز بزرگتر از آنچه هست نشان می دهند. و به غلط، پیشرفت های موجود در جامعه خود را که معمولا در برخی عرصه هاست، به عنوان، پیشرفت همه جانبه معرفی می کنند و به گونه ای وانمود می کنند که تنها راه ترقی و تعالی تبعیت از شیوه های رایج در جوامع آنهاست. آنان از طریق استخدام روشنفکران مزدور نقاط منفی تاریخ جامعه خودشان را پوشیده نگه می دارند و حتی در موارد زیادی دست آوردهای ارزشمند جوامع دیگر را به مردم و فرهنگ خودشان نسبت می دهند. و.... زمانی که این امور را به صورت گسترده مطرح کردند، افراد ضعیف النفس و کم اطلاع و خود کم بین جامعه مورد تهاجم قرار گرفته و به تدریج تحت تاثیر واقع می شوند. نخست به فرهنگ و سرمایه های فکری و اعتقادی جامعه خودشان بی اعتقاد و بی اعتماد می شوند و سپس، به غلط پیشرفت در برخی عرصه های علوم تجربی جامعه دیگر را به معنی پیشرفته همه جانبه آن می پذیرند. و تحت تاثیر تبلیغات استعمارگران به این باور می رسند که تنها راه ترقی گرایش به ارزش های فکری و فرهنگی جوامع پیشرفته است و نتیجه تمام این انفعال ها، از دست دادن اعتماد به نفس و خودباوری و در نهایت وابستگی فکری و فرهنگی است که استقلال جامعه آنها را با خطر جدی مواجه می سازد.

علاوه بر آنچه بیان شد، امور دیگری چون: شکست ها، راحت طلبی، غرور، خودبزرگ بینی، رسوخ باور و اندیشه های غلط فکری و فرهنگی، سستی و تنبلی و... از جمله آفات خودباوری در افراد، به ویژه جوانان است. بنابراین، اگر افراد جامعه ای خواهان پیشرفت و تعالی هستند باید از طریق اصلاح نظام آموزشی و تربیتی جامعه و بازنگری در باورها و ارزش های فکری و فرهنگی به جای مانده از گذشته، تمام این گونه اوصاف و ویژگی های نادرست فکری و اخلاقی را اصلاح نمایند و به یک انقلاب فکری و فرهنگی، به ویژه در سطح اندیشه و اعتقادات نسل جوان دست بزنند. آن گاه از طریق احیای ارزش های اصیل و حیات بخش روح اعتماد به نفس و خودباوری را در وجود این قشر، که مهم ترین سرمایه جوامع محسوب می گردند، شکوفا ساخته و حفظ و استمرار خواهند بخشید.