رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۸

حماسه آزادگی در روز قدس (سنندج) - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

حماسه آزادگی در روز قدس (سنندج)


مردم غیور کردستان با مشارکت در راهپیمایی بزرگ روز قدس، حماسه‌ای دیگر این بار به نام حماسه آزادگی خلق کردند.

امسال نیز مانند هر سال، شهر سنندج شاهد حضور خیل عظیمی از قشرهای مختلف مردم در راهپیمایی روز قدس بودی.

صف‌های به هم پیوسته و فشرده اقشار مختلف مردم چیزی بود که بیش از همه جلب توجه می‌کرد و حضور افرادی از تمام اقشار سنی چه مرد و چه زن، حکایت از خلق حماسه آزادگی داشت.

سحر دختری 36 ساله همراه مادر خود در این راهپیمایی حضور پیدا کرده است و در حالی که سربندی به نام قدس بر سر بسته است دوشادوش سایر بانوان حاضر در خیابان شعار سرمی‌دهد.

از وی می پرسم، چه عاملی موجب شده در راهپیمایی حضور پیدا کند که در پاسخ می‌گوید: جدا از بحث مسلمانی و اعتقاد به دین اسلام نخستین چیزی که مرا تشویق به این مشارکت کرد، حس نوعدوستی و حمایت از ستمدیدگان جهان است.

وی با یادآوری ددمنشی‌های صهیونیست‌ها در مواجهه با ملت بی‌دفاع فلسطین اظهار می‌کند: ما در این راهپیمایی حاضر شدیم که دنیا بفهمد تا آخرین قطره خون در حمایت از مردم فلسطین می‌کوشیم.

کمی آنسوتر و در صفی که مختص آقایان است، مرد جوانی را می‌بینم که به همراه فرزندان خردسال خود پارچه نوشته‌‌ای را حمل کرده است، بر روی پارچه این  عبارت حضرت امام" اسرائیل غده سرطانی است و باید محو شود" نوشته شده است.

خودش را نقی معرفی می‌کند و می‌گوید: هر سال به همراه همسرم در این روز به حمایت از مردم فلسطین در راهپیمایی حاضر می‌شدم که امسال همسرم به علت بیماری نتوانست در این راهپیمایی حاضر شود.

وی تصریح می کند: همسرم از اینکه امسال نتوانسته در راهپیمایی روز قدس حاضر باشد بسیار ناراحت و غمگین بود، اما تأکید داشت باید فرزندان را در این راهپیمایی با خود ببریم تا آنها نیز از همین ابتدای کودکی با مظلومیت ملت فلسطین و لزوم حمایت همیشگی از آزادگان و ستمدیدگان آشنا شوند.

محمدعلی فرزند کوچکتر او 7 سال دارد، از او می‌پرسم چرا امروز همراه با پدرت بیرون آمدی؟ در پاسخ با لحن معصومانه‌ای می‌گوید: خواستم به فلسطینی‌ها بگویم که من هم با شما در برابر اسرائیل می‌جنگم.

خانم عبدی زنی میانسال است و کاغذی را حمل می‌کند که بر روی آن تصویری از قدس نقش بسته است و زیر آن با خطی درشت نوشته شده: "مرگ بر اسرائیل".

وی در حالی که چادر خود را مرتب می‌کند، می‌گوید: نمی‌دانم در طول این همه سال، چرا کشورهای مختلف جهان و سازمان ملل نسبت به قضیه فلسطین تا این اندازه کم توجه هستند.

عبدی می‌افزاید: به راستی کدام وجدانی حاضر می‌شود جنایات‌های هر روزه اسرائیل را ببیند و دم بر نیاورد؟ چقدر باید ملت فلسطین با دست خالی و تنها با سنگ از حیثیت و ناموس و وطن خودش دفاع کند؟

اینها را که می‌گوید خون به صورتش می‌دود و با چهره‌ای قرمز و برافروخته و با صدایی که بیشتر شبیه فریاد است، ادامه می‌دهد: اما استکبار جهانی و حامیان صهیونیست‌ها بدانند تا زمانی که در کشور ایران مردان و زنان با غیرت و شرفی وجود دارند آنها آرزوی شکست ملت فلسطین را به گور خواهند برد.

دیگرانی که در کنار این خانم در راهپیمایی حضور دارند با شنیدن این جمله به یکباره شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر می‌دهند. هر لحظه این فریادها بلند و بلندتر می‌شود به گونه‌ای که احساس می‌کنم گوشهایم تحمل این فریادهایی را که از دل برمی‌آیند ندارد.

از صفوف تظاهر کنندگان فاصله می‌گیرم تا از زاویه‌ای دیگر به این عظمت و شکوه حضور پی ببرم. نکته‌ای که در میان تظاهرات کنندگان خانم به چشم می‌خورد این است که همه با هر شکل و شمایل و با هر گونه پوشش و حجابی دست در دست یکدیگر با شعارهایی واحد و اراده‌ای پولادین قدم برمی‌دارند.

با خود فکر می‌کنم گام‌های استوار این شیرزنان و شیرمردان چنان است که اگر در برابر آنها رژیم صهیونیستی قصد قد علم کردن داشته باشد، لحظه‌ای نیز دوام نخواهد آورد و زیر این قدم‌ها له می‌شود.

در این فکرها هستم که عبور مردی جاافتاده از کنارم توجهم را جلب می‌کند. او در حالی که بر روی صندلی چرخدار نشسته است فریاد" فلسطین، حمایتت می‌کنیم" و" مرگ بر صهیونیست جنایتکار" سر می‌دهد.

از او می‌پرسم برایت دشوار نیست که با وجود محدودیت جسمی در این ازدحام حاضر شده است، پاسخم را با لبخندی پیروزمندانه می‌دهد و می‌گوید: این که سهل است، برای اعلام حمایت از ملت مظلوم فلسطین حاضرم جانم را هم بدهم.

با وجود اصرار من حاضر به معرفی خودش نمی‌شود و تنها می‌گوید: سال‌ها در جبه‌های نبرد حق علیه باطل در حمایت از مظلومان جنگیدیم و اکنون در زمان صلح باید به شیوه‌ای دیگر این کار را انجام دهیم.

وی تأکید می‌کند: امام راحل به این دلیل امروز را روز قدس معرفی کرد تا در همیشه تاریخ و برای تمامی نسل‌ها این نکته به یادگار بماند که باید در زندگانی همواره پشتیبان مظلومان و مستضعفان و دشمن غاصبان و ظالمان باشیم.

به عظمت و بزرگی روح این جانباز غبطه می‌خورم و به عنوان یک همشهری به شهامت و فداکاری او افتخار می‌کنم. اینکه هنوز پس از گذشت سال‌ها، این یادگاران ارزشمند دوران دفاع مقدس در تمامی صحنه‌ها حضور دارند جز اتحاد و همبستگی ملت ایران نشان از چه می‌تواند داشته باشد؟

آری امروز نیز مردم سنندج ثابت کردند که مرد روزهای حساس هستند و تا زمانی که آخرین صهیونیست از خاک پاک فلسطین قدوم نحس خود را بر ندارد، آرام نخواهند نشست.