جهش تولید | دوشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۹۹

بیژن ذوالفقارنسب - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

بیژن ذوالفقارنسب

Loading the player...

اصالتاً اهل شهر سنندج در استان کردستان ایران هستم در محله چهارباغ سنندج در سال ۱۳۲۷ ه.ش به دنیا آمده ام.

دوره ابتدایی را در دبستان "هدایت" شهر سنندج به پایان بردم و در دبیرستان های "هدایت" و "رازی" تا پایه دوم متوسطه به تحصیل ادامه دادم. از سال دوم متوسطه همراه خانواده به شهر تهران نقل مکان نمودیم و در تهران تحصیلات دوره متوسطه را به پایان رساندم در دوره نوجوانی مانند سایر بچههای مناطق کردنشین در کوچه و محله خودمان همراه همسالان خودم به ورزش می پرداختم. باعث افتخار و سعادت است که در سنندج همسایه دیوار به دیوار با خانواده محترم کامکارها بودیم. ما با کامکارها نسبت خانوادگی نداشتیم، اما در سنندج خانواده ها به قدری به هم نزدیک و صمیمی اند که از قوم و خویش به هم نزدیک ترند. بنده با هوشنگ، بیژن، پرشنگ، ارژنگ، ارسلان و اردلان که فرزندان آقای کامکار بودند؛ هم محله بودم و با آنها بزرگ شدم اما راه و مسیر زندگی بنده با ایشان متفاوت شد. من به دلیل اینکه برادر بزرگترم "اقبال ذوالفقارنسب" ورزشکار و قهرمان کشتی بود، به ورزش علاقمند شدم. در زندگی ام شانس این را داشتم که در تهران وارد دانشگاه شدم و اگر دارای استعدادی در ورزش بودم، آن استعداد در تهران بیشتر شکوفا شد. در سال ۱۳۴۷ ه.ش وارد دانش سرای عالی شدم که امروز به دانشگاه "تربیت معلم تهران" تغییر نام یافته و در آنجا موفق به اخذ مدرک لیسانس تربیت بدنی شدم. همزمان با ادامه تحصیل در دانشگاه به فعالیت ورزشی نیز می پرداختم و از طریق فوتبال تهران، وارد مسابقات باشگاهی و فوتبال ایران شدم. پس از سه سال فعالیت ورزشی، عضو باشگاه فوتبال پاس تهران شدم و ۲ سال در تیم پاس بازی کردم. بعد از پاس عضو باشگاه پرطرفدار پرسپولیس تهران شدم که ۶ سال هم عضو این باشگاه مردمی بودم. در سال ۱۳۵۳ بنا به تشخیص مربیان وقت، به عضویت تیمملی فوتبال ایران درآمدم و تا سال ۵۶ در تیمملی بودم. در سال ۵۶ به همراه تیم ملی قهرمان جام ملت های آسیا شدم. همچنین در سال ۱۹۷۶ میلادی در مسابقات المپیک مونترال عضو تیم ملی فوتبال المپیک ایران بودم. به هر صورت در عرصه های مختلف فوتبال ایران به عنوان یک نفر "کُرد ایرانی" حضور فعال داشته ام. باعث خوشحالی و افتخار بنده بوده که بتوانم به عنوان "یک نفر کُرد" هم رفتار مناسبی داشته باشم و هم در زمینه های علمی بتوانم برنامه های زندگی ام را تنظیم نمایم. در سال ۱۳۵۲ وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، به خدمت سربازی رفتم. سپس به عنوان مدرس در دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی تهران مشغول به تدریس شدم، که شاید یکی از جوان ترین اساتید دانشگاه در آن دوره بودم. پس از انقلاب مردم ایران در سال ۵۸ جهت ادامه تحصیل راهی اروپا شدم و در دانشگاه بروکسل در کشور بلژیک، موفق به اخذ مدرک دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی با گرایش "یادگیری و رشد و تکامل حرکتی" شدم. سنندج شهری است که به نوعی مرکز فعالیت های فرهنگی و اجتماعی سراسر کردستان ایران بود و در این شهر با دوستان بسیار شاخص و خوشنامی که در عرصه های مختلف اجتماعی فعالیت نموده و تأثیرگذار بودهاند، زندگی نموده ام و هر از چند گاهی به سنندج مراجعه می نمایم. با توجه به اینکه سال ها در تهران مشغول فعالیت های ورزشی بوده ام و در این شهر مربی باشگاهی و مربی تیم ملی بوده ام، اما همیشه این آرزو را در دل داشته ام که در منطقه کردستان خدمت نمایم و خدمتی به جوانان کُردستان کنم. در حال حاضر مشغول تأسیس "آکادمی فوتبال و مدرسه ورزش" در شهر سنندج هستم. همچنین نزدیک یک سال است که موفق به تأسیس بنیادی خیریه تحت عنوان "بنیاد حمایت از نابینایان و کم بینایان شهر سنندج" شده ام. قابل توجه است که شهر سنندج براساس آماری که ما در دست داریم، نزدیک به ۲۷۰ نفر دختر و پسر نابینا و کم بینای ۷ تا ۲۲ ساله دارد. به لطف خدا و با توجه به امکاناتی که در اختیار دارم، توانسته ام محلی برای سازمان دهی و خدمت رسانی به این عزیزان فراهم سازم که در این محل کلاس های مختلفی از جمله ورزشی برای آنها ترتیب داده شده است.

Bijan Zolfaghar Nasab

I am originally from Sanandaj, Kurdistan Province, Sanandaj Chahar Bagh neighborhood, in the year "1327 Hijri" I have come into the world.

Primary school in the school "Hedaiat" to the City and in high school I was "Hedaiat" and "Razi" to second grade to high school, I continued my education. The second year of high school and his family have moved to Tehran. In Tehran, finished secondary school education in Kurdish areas of adolescence, like other kids in our neighborhood streets with my peers began to exercise. It is an honor and prosperity in the neighboring city of Sanandaj were kamkars wall to wall with respectable family. We did kamkars family, but in Sanandaj families are so close together that the Kin together closer. Houshang, Bijan, Pershang, Arjang, Arsalan and Ardalan children were Mr. Kamkar, the neighborhood I grew up with them, but the way my life was different with him. Because my older brother, "Iqbal Zolfaghar Nasab" wrestling champion athlete and the sport became interested. In my life I had a chance at Tehran University and I had the talent in the sport, it's more talent blossomed in Tehran. In the year 1347 AD. Been a great house that I enter today's college students "of Tarbiat Moallem Tehran" renames where he was awarded a bachelor's degree in physical education. Along with exercise also began to study at the University of Tehran through football, football club and got into the tournament. After three years of activity, Pas Tehran Football Club and I got 2 years in the pass game. Through the popular club Persepolis Tehran after 6 years, I was a popular member of the club. Established in 1353 to recognize mentors then became a member of the Iranian national football team until I was 56 in the squad. In 56 years with the national team became the Asian Cup. Also at the 1976 Olympics in Montreal, was a member of the Iranian Olympic team. However, in the realm of football as a person, "Iranian Kurdish" I have been active. I was happy and proud that I could make a "Kurdish people" have the right attitude and in the scientific context, I would like to set my life plans. In 1352 when I graduated from college, I went into military service. Then as a lecturer at the Faculty of Physical Education and Sport Sciences, Tehran was teaching, which was one of the youngest professors in that period. After the Iranian Revolution in Europe and I get 58 to continue his education at the University of Brussels in Belgium, succeeded in obtaining a doctorate in physical education and sports science with a tendency "learning increasment and evolution of the movement of" I have been. Sanandaj is a city to a center for cultural and social activities over the Iranian Kurdistan. And much of the town with friends and reputation in the influenced various spheres of social activity and life, I have every so often I go to Kurdistan. Given that sports activities have been engaged for years in Tehran It was coach at club and national team coach, but I've always had this desire in the hearts of the people of Kurdistan, Kurdistan Region to serve and serve. Already established "Football Academy and School Sport" I'm in the city of Sanandaj. Nearly a year has also failed to establish a charitable foundation called "Foundation for the Blind and Low Vision Support City" I have become. It is noteworthy that, according to the City, we have nearly 270 boys and girls from 7 to 22 years old, is blind and low vision. Due to the opportunities provided by God's grace and love, I have been able to serve the local organizing my affairs That's where various fitness classes are arranged for them.