رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸

ای از بر سدره شاهراهت - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

برنامه های سیما

ای از بر سدره شاهراهت

 

ای از بر سدره شاهراهت - وای قبّه ی عرش تكیه گاهت

ای طاق نهم رواق بالا - بشكسته ز گوشه ی كلاهت

هم عقل دویده در ركابت - هم شرع خزیده در پناهت

ای چرخ كبود ژنده دلقی - در گردن پیر خانقاهت

مه طاسك گردن سمندت - شب طرّه ی پرچم سیاهت

جبریل مقیم آستانت - افلاك حریم بارگاهت

چرخ ار چه رفیع، خاك پایت - عقل ارچه بزرگ، طفل راهت

خورده است خدا ز روی تعظیم - سوگند به روی همچو ماهت

ایزد كه رقیب جان خرد كرد - نام تو ردیف نام خود كرد

ای نام تو دستگیر آدم - و ای خلق تو پایمرد عالم

فرّاش درت كلیم عمران - چاووش رهت مسیح مریم

از نام محمّدیت میمی - حلقه شده این بلند طارم

تو در عدم و گرفته قدرت - اقطاع وجود زیر خاتم

در خدمتت انبیا مشرّف - وز حرمتت آدمی مكرّم

از امر مبارك تو رفته - هم بر سر حرفت خود آدم

تا بود به وقت خلوت تو - نه عرش و نه جبرئیل محرم

نایافته عزّ التفاتی - پیش تو زمین و آسمان هم

كونین نواله ای ز جودت - افلاك طفیلی وجودت

ای مسند تو ورای افلاك - صدر تو و خاك توده حاشاك

هرچ آن سمت حدوث دارد - در دیده ی همّت تو خاشاك

طغرای جلال تو لعمرك - منشور ولایت تو لولاك

نُه حقّه و هفت مهره پیشت - دست تو و دامن تو زان پاك

در راه تو زخم محض مرهم - بر یاد تو زهر عین تریاك

در عهد نبوّت تو آدم - پوشیده هنوز خرقه ی خاك

تو كرده اشارت از سر انگشت - مَه قرطه ی پرنیان زده چاك

نقش صفحات رایت تو - لولاك لما خلقت الافلاك

خواب تو ولا یَنامُ قلبی - خوان تو اَبیتُ عِندَ رَبّی

ای آرزوی قـََدَر لقایت - وای قبله ی آسمان سرایت

در عالم نطق، هیچ ناطق - ناگفته سزای تو ثنایت

هر جای كه خواجه ای غلامت - هر جای كه خسروی گدایت

هم تابش اختران ز رویت - هم جنبش آسمان برایت

جانداروی عاشقان حدیثت - قفل دل گمرهان دعایت

اندوخته ی سپهر و انجم - برنامده ده یك عطایت

بر شهپر جبرئیل نِه زین - تا لاف زند ز كبریایت

بر دیده ی آسمان قدم نِه - تا سرمه كشد ز خاك پایت

ای كرده بزیر پای كونین - بگذشته ز حد قاب قوسین

ای حجره ی دل به تو منوّر - وای عالم جان ز تو معطر

ای شخص تو عصمت مجسّم - وای ذات تو رحمت مصوّر

بی یاد تو ذكرها مزوَّر - بی نام تو وِردها مبتـَّر

خاك تو نهال شاخ طوبی - دست تو زهاب آب كوثر

ای از نفس نسیم خلقت - نُه گوی فلك چو گوی عنبر

از یَعصِمكَ الله اینت جوشن - وزیغفرك الله آنت مغفر

تو ایمنی از حدوث گو باش - عالم همه خشك یا همه تر

تو فارغی از وجود، گو شو - بطحا همه سنگ یا همه زر

طاووس ملائكه بَریدت - سرخیل مقرّبان مُریدت

ای شرع تو چیره چون به شب روز - وای خیل تو بر ستاره پیروز

ای عقلِ گره گشای معنی - در حلقه ی درس تو نوآموز

ای تیغ تو كفر را كفن باف - نعلین تو عرش را كُلـَه دوز

ای مذهب ها ز بعثت تو - چون مكتبها به عید نوروز

از موی تو رنگ كسوت شب - وز روی تو نور چهره ی روز

حلم تو شگرف دوزخ آشام - خشم تو عظیم آسمان سوز

ماه سر خیمه ی جلالت - در عالم علو مجلس افروز

بنموده نشان روی فردا - آیینه ی معجز تو امروز

ای گفته صحیح و كرده تصریح - در دست تو سنگریزه تسبیح

هر آدمیی كه او ثنا گفت - هرچ آن نه ثنای تو خطا گفت

خود خاطر شاعری چه سنجد؟ - نعت تو سزای تو خدا گفت

گرچه نه سزای حضرت توست - بپذیر هر آنچه این گدا گفت

هر چند فضول گوی مردی است - آخر نه ثنای مصطفی گفت؟

در عمر هر آنچه گفت یا كرد - نادانی كرد و ناسزا گفت

زان گفته و كرده گر بپرسند - كز بهر چه كرد یا چرا گفت؟

این خواهد بود عُدّت او - كفاره ی هر چه كرد یا گفت

تو محو كن از جریده ی او - هر هرزه كه از سر هوا گفت

چون نیست بضاعتی ز طاعت - از ما گنه و ز تو شفاعت